انگلیسی
شهر الخلیل که در فلسطین امروزی و در هجده مایلی جنوب بیت المقدس واقع است قریب 5500 سال قبل به دست کنعانیها1 بنا شده است2؛ در آغاز که روستایی بیش نبود "اربع " نامیده می شد3 و این نام را یوشع به حبرون یا حبری تغییر داد4 . ایدومیها 5که از دست انباط 6فرار کرده به جنوب فلسطین پناه آوردند در حبرون ساکن شدند . در این زمان حبرون مهمترین شهر ایدومیها بود . ابراهیم خلیل (ع) حدود هجده قرن قبل از میلاد 7به دستور خداوند متعال به حبرون هجرت کرد8 و در آنجا خانه ای ساخت و مقبره همسر خود ساره را که در 127 سالگی درگذشته بود در آنجا قرار داد9. از آن پس حبرون به الخلیل تغییر نام داد.

در عصر رومیها الخلیل ارزش و اعتباری نداشته است10. در قرون اولیه هجرت نیز آنچه به دست ما رسیده بیشتر از منابع غربی است .11 اما از اوایل قرن چهارم و به واسطه گزارش جغرافیدانان آن دوران در مورد حبرون یا الخلیل اطلاعاتی در دست است . آنها معتقدند این سرزمین حاصل خیز و پردرخت 12که از هر سو تاکستان و سیبستان دارد،13از موقوفات تمیم داری صحابی معروف است که پیامبر اکرم (ص) پس از بازگشت از غزوه تبوک ، آن را به اقطاع او درآورد .14 نویسنده "الانس الخلیل بتاریخ القدس و الخلیل" که در قرن دهم هجری می زیسته اضافه می کند : در آن زمان (قرن دهم) بازماندگان تمیم داری در الخلیل بوده و به نام "داریه" مشهوربودند و این از برکات پیامبر (ص) است .15 همو اشاره می کند که نامه ای به خط المستنجد بالله خلیفه عباسی دیده که در صندوقی به همراه تکه چرمی از کفش امیر مومنان علی بن ابی طالب (ع) نگهداری می شده است . در این نامه به واگذاری الخلیل به تمیم داری تاکید شده است .16
تبرک و تقدس این شهر به نام مقام ابراهیم و مقبره اوست . ظاهرا مقدسی - جغرافیدان قرن چهارم هجری ـ نخستین کسی است که توضیح مفصلی در این مورد داده است . او می نویسد : " در میان حبرون گنبدی اسلامی از سنگ بر گور ابراهیم است و گور اسحاق در جلو سرپوشیده و گور یعقوب در پشت آن ... و کنار گور هر پیامبر همسر اوست." 17 بنابر نوشته همین جغرافیدان ، مسجد ابراهیم (ع) در آغاز دژی بوده است مستحکم .18 این دژ پس از فتح فلسطین به دست مسلمین به مسجد تبدیل شده است .
این حوقل نیز از مسجد ابراهیم(ع) سخن گفته است و می نویسد : در جنوب بیت لحم شهر کوچکی چون روستاست که به مسجد ابراهیم (ع) معروف است و در آن قبور ابراهیم ، اسحاق و یعقوب -علیهم السلام-و همسرانشان وجود دارد .19
ناصر خسرو - که در قرن پنجم شامات را زیارت کرده ، در مورد الخلیل می نویسد : " چون مهدی به ملک مصر بنشست فرمود... عمارت بسیار کردند.20 " این مطلب که مورد اشاره نویسندگان دائرِة المعارف الاسلامیه نیز قرار گرفته 21قابل تردید است ، زیرا خلفای فاطمی در عصر " المعزلدین الله" مصر و شام را گشودند و عبیدالله المهدی موسس دولت فاطمی که ناصر خسرو از آن نام برده هیچ گاه برملک مصر ننشست . مصحح سفرنامه -آقای دکتر دبیر سیاقی- اشاره می کند : منظور مهدی سومین خلیفه عباسی است .22 اما صراحت بر ملک مصر با مهدی عباسی مطابقت ندارد. به هر صورت شاید این نیز یکی از زمینه های روی آوری نویسنده ای باشد که سفرنامه را اساسا از ناصر خسرو نمی داند .23
صلیبی ها در اواخر قرن پنجم پس از آنکه مسجد الاقصی را اشغال کردند ، به سمت جنوب پیش رفته ، الخلیل را به تصرف خود درآوردند. با تشکیل دولت لاتینی بیت المقدس که یکی از دولتهای چهارگانه صلیبی ها در مناطق اشغالی شرق مدیترانه بوده الخلیل تابع آن درآمد و " گودفروا" 24، جیراردآونسن 25را حاکم آنجا کرد .26 الخلیل تا جنگ سرنوشت ساز حطین در سال 583 هجری در دست صلیبی های مهاجم بود و از آن تاریخ دوباره به حوزه مسلمین ملحق شد.27
با هجوم مغولان به منطقه شام ، کتبوغا در سال 658 هجری بر دمشق مسلط شد و پس از آن نیروهای مهاجم مغولی را به فلسطین فرستاد . در آن زمان الخلیل نیز در حصار قوم تاتار واقع شد.28
در این روزگار ممالیک در مصر حکومت می کردند و در پی آن بودند تا سرزمین های مصر و شام را متحد کنند و تحت سیطره دولت واحد خود درآورند . امیر قدوز وقتی خبر اشغال مناطقی از فلسطین و شام را به دست مغولان شنید ، به کارزار آمد و در عین جالوت29 آنان را شکست سختی داد و کتبوغا فرمانده نیروهای مغولی را دستگیر کرد و گردن زد.30 جانشین او بیبرس بندقداری توانست در همان سال مغولان را از شام بیرون کند و بدین ترتیب خطر مغولها از فلسطین و الخلیل دور شد .31 ممالیک مصر پس از وحدت سیاسی مصر و شام و پس از غلبه بر مغول و بازماندگان متفرق ایوبی در سرزمین شام ابتدا شش منطقه مستقل یا نیابت را به نام دمشق ، طرابلس ، حلب ، حمات ، کرک ، و صفد را تاسیس کردند .32 محمد بن قلاوون مملوکی دو نیابت جدید غزه و بیت المقدس را نیز مستقل کرد .33 منطقه یا نیابت بیت المقدس که ریاست آن به منزله نائب السلطنه مصر بود سه استان الخلیل ، نابلس و رمله را در بر می گرفت .34
کشاورزی و تجارت در الخلیل در عصر ممالیک رونق گرفت و صنایع روغن سازی و پارچه بافی نیز دایر بود35. از اهتمامات ممالیک به الخلیل ، بازسازی و توسعه حرم الخلیل است. ابتدا بیبرس بندقداری در 665 هجری حرم و پس از آن شهر را مرمت کرد .36 نویسندگان دائرة المعارف اسلامی آنچه از بنا و بازسازی حرم الخلیل در عصر ممالیک نقل می کنند. ظاهرا به نقل از واسطه نویسنده و مورخ همان عصر ، مجیر الدین حنبلی - نویسنده الانس الجلیل بتاریخ القدس و الخلیل - است . آنها معتقدند پس از سال 951 هجری یعنی سال تالیف کتاب مجیر الدین حنبلی - اطلاعات زیادی از حرم الخلیل در دست نیست . تحولات معماری حرم الخلیل در عصر عثمانی نیز برگرفته از نوشته های جهانگردان غربی است که در فاصله 1008 و 1313 هجری در فلسطین سیر وسفر داشته اند .37
آنچه در عصر ترکان عثمانی در مورد الخلیل و کلا سرزمین فلسطین مهم است ، زمینه های ورود یهودیان به این سرزمین است . پس از انکه فلسطین در حوزه حکومت عثمانی درآمد یهودیان اروپا کم کم مهاجرت به آن سرزمین را آغاز کردند و در شهر هایی مانند قدس ، صفد و الخلیل ساکن شدند . در قرن دوازدهم هجری / هجدهم میلادی بر اثر آزار و شکنجه یهودیان لهستان و روسیه تعدادی از آنها به فلسطین آمدند .38 یهودیان معتقد بودند که سرزمین فلسطین و از جمله حرمین مسجد الاقصی و الخلیل متعلق به آنان است و همان گونه که خاخام لاونجر گفته است : " این منطقه موهبت الهی به خلق یهود است و اگر مسلمانان به فروش آن به ما رغبتی نداشته باشند ما آن را به زور خواهیم گرفت.39" در سال 1854 م اولین قطعه زمین را ثروتمند معروف یهودی ، مونتیفوری به منظور احداث نارنجستان خرید .40 برادرزاده همین یهودی به نام حییم گودیلا در عصر عبدالحمید سیاست خرید اراضی را در دست داشت ، اما سلطان عثمانی مخالفت کرد .41 مدتی قبل از روی کارآمدن عدالحمید، در منطقه بیت عمر - نزدیک الخلیل - چهار هزار یهودی در مقابل پنج نفر مسیحی و سی و دو هزار مسلمان سکونت داشت .42 در میان شاهان عثمانی ، عبدالحمید دوم هشیارانه تر از دیگران در مقابل سیاست مهاجرت یهودیان رفتار می کرد . او معتقد بود :
ان للیهود نفوذا فی اوروبا اکثرمن نفوذهم فی الشرق ، لهذا فان دولا اوروبیة کثیرة ارادت التخلص من الیهود - العرق السامی - و ایدت هجرتهم الی فلسطین .ولکن فی دولتنا عددا کبیرا من الیهود فاذا کنا نرید ان یستمر العنصر العربی الاسلامی متفوقا فی فلسطین یجب ان لا نسمح بتهجیر الیهود الیها . و اذا کان الامر عکس ذلک و سمحنا لهم بالهجرة ، فانهم بفترة قصیرة یسیطرون علی الحکم ، و تصبح فلسطین تحت سیطرتهم ، و نکون بذلک قد قضینا بایدینا علی عنصر دیننا بالموت الاکید . ان زعیم الصهیونیة هرتزل لم یستطع اقناعی بافکاره. و قد یری : " ان حل المسالة الیهودیة ستنتهی یوم یستطیع الیهودی قیادة محراثه بیده." و ربما کان هر تزل علی حق بالنسبة لشعبه ، فانه یرید ارضا لهم ، ولکن تسئ ان الذکاء وحده لیس کافیا لحمل جمیع المشکلات .ان الصهیونیة لا ترید اراض زراعیة فی فلسطین لممارسة الزراعة فحسب ، ولکنها ترید ان تقیم حکومة ، و یصبح لها ممثلون فی الخارج . اننی اعلم اطماعهم جیدا ، اننی اعرض هذه السفالة(Saflik) لانهم یظنوننی اننی لا اعرف نوایاهم او ساقبل بمحاولاتهم . و لیعلموا ان کل فرد فی امبراطوریتنا کم یکن للیهود من الکراهیة طالما هذه نوایاهم ، و ان الباب العالی ینظر الیهم مثل هذه النظرة . و اننی اخبرهم ان علیهم ان یستبعدوا فکرة انشاء دولة فی فلسطین لاننی لازلت اکبر اعدائهم . 43
خلاصه ترجم این اظهارات از این قرار است :
" یهودیان نفوذ بیشتری در ارپا دارند . به این علت دولتهای اروپایی با تایید مهاجرت آنها به فلسطین می خواهند از دست یهودیان رهایی یابند ، اما در کشور عثمانی یهودیان بسیاری ساکن اند و ما که خواهان برتری مسلمانان عرب هستیم باید از مهاجرت یهودیان جلوگیری کنیم . در غیر این صورت ، یهودیان چیره خواهند شد و ما با دست خود گور خویش را ساخته ایم . هرتزل با افکار خود نمی تواند مرا قانع و وادار به پذیرش مهاجرت یهودیان کند . صهیونیستها زمینهای کشاورزی را فقط برای ترویج کشاورزی نمی خواهند ، آنها می خواهند حکومت (صهیونیستی ) تاسیس کنند . من به خوبی از مطامع آنها اگاهم و به انها هشدار می دهم که فکر تاسیس دولت یهودی را از سر خود خارج کنند ، زیرا هنوز من از بزرگترین دشمنان آنها هستم ."
فعالیت های هرتزل برای لغو قانون منع یهودیان از خرید اراضی موثر نیفتاد و چاره را در آن دید که خلیفه عثمانی را از بین برد ، اما عمرش وفا نکرد و در سال 1904 م مرد . پس از او وایزمن و ماکس نوردا سیاست او را تعقیب کردند و این هدف با کمک محافل فراماسونری عملی شد .44 و در سال 1908 م عبد الحمید از امپراتوری عثمانی عزل شد تا زمینه اسکان گسترده یهودیان در فلسطین فراهم شود . عبد الحمید در نامه ای که به شیخ ابو الشامات در دمشق نوشته به این واقعیت اشاره کرده است. نامه ترکی که اصل آن در دسترس است45 چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین
الحمد لله رب العالمین و افضل الصلاة و اتم التسلیم علی سیدنا محمد رسول رب العالمین و علی اله و صحبه اجمعین و التابعین الی یوم الدین
این عریضه ام را به شیخ طریقت علیه " شاذلیه" ابو الشامات شیخ محمود افندی - که او را روح جسمها و حیات بخش وجودها و سرور همه دانسته اند - تقدیم می دارم ، دستهای مبارکشان را می بوسم و به دعاهایشان امیدوارم . بعد از تقدیم احترامات عرض می کنم که:
در سال فعلی دومین روز ماه مایس" مکتوب تاریخ دار رسید . چون دریافتم مدام در صحت وسلامت هستید حمد و شکر بسیار بجا آوردم . سرورم! به قرائت اوراد شاذلیه و وظیفه شاذلی به توفیق الهی ، شب و روز مداومت می کنم و به سبب موفقیتم در ادای این وظایف خود به پیشگاه الله تعالی حمد می گویم و عرض می کنم که به دعاهای از دل برخاسته شما دائما محتاج و نیازمندم.
اکنون آنچه باید بشود شد و از این رو به حضرت مولای متعال حمد بجا می آورم ، معروضاتم در این مسئله مهم کافی است. و با این سخنان به عرایضم خاتمه می دهم ، دستهای مبارکتان را می بوسم ؛ امیدوارم تقدیم احترامات مرا قبول نمایید . به همه دوستان و برادران سلام می رسانم .
ای استاد معظم من ! در این باب اطاله سخن کردم ، برای آگاهی اطرافیان و جماعت شما و محاط علم عالی سماحت پناهان ناگزیر از طول دادن سخن بودم .
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
خادم المسلمین
عبدالحمید
سلطان عبد الحمید در این نامه پس از مقدمه اشاره می کند که علت خلع وی از حکومت ، مخالفتش با درخواست "ترکان جوان " بوده است پس از عزل عبد الحمید خلاصه فعالیت های یهودیان را در فلسطین از کتاب بیت المقدس ؛ شهر پیامبران بازگو می کنیم:46
پس از سلطان عبد الحمید دوم ، محمد رشاد بر تخت نشست . در عهد او و در دوره استانداری عزت بیک در بیت المقدس جنگ اول جهانی آغاز شد (1917/1336) . در همین سال وایزمن همراه هیأتی به قدس رفت و در آنجا اولین سنگ بنای دانشگاه عبری را نهاد . با شروع جنگ جهانی ، دولت ترکیه تصمیم گرفت با تصرف شرق کانال سوئز ، تجارت بریتانیا با مستعمراتش را قطع کند ، ولی موفق نشد . بریتانیا شرق کانال سوئز ، صحرای سینا و غزه را اشغال کرد و پس از آن نیز بیت المقدس سقوط کرد . بدین ترتیب ، 819 سال بعد از خروج صلیبیها ، دوباره بیت المقدس به اشغال مشرکین درآمد. زنگ کلیساها به صدا درآمد و یهودیان و مسیحیان ورود نیروهای انگلیسی را گرامی داشتند . نهایت این اشغال ، تحقق وعده هرتزل در کنگره اول بال در سویس بود . اعلامیه بالفور در 1917 م نیز به حرکت صهیونیستها کمک کرد و صهیونیستها با کمک دولت آلمان امتیاز تاسیس کمپانیهایی از دولت عثمانی دریافت کردند . فعالیتهای مختلف برای اسکان یهودیان در فلسطین شروع شد و آنها زمینهای فراوانی خریدند .
جامعه یهود برای نیل به هدفهای استعماری در فلسطین ، تشکیلاتی منظم و مرتب و احزاب متعدد به وجود آورد و با سرعت هرچه تمامتر برای یک استعمار مطابق نظم و قاعده تهیه گردید . " تراست یهود (1898 م ) کمیسیون استعمار (1898 م )" صندوق ملی یهود (1908 م ) ، دفتر فلسطین (1908 م ) شرکت توسعه و رشد زراعی در فلسطین (1908م) از نخستین وسایل و ابزارهایی بودند که سازمانهای صهیونیستی بنیان نهادند . همچنین به تدریج احزاب گوناگون و سازمان های تروریستی و تاسیسات اقتصادی و اجتماعی فراوان در فلسطین تشکیل دادند و از سراسر دنیا ، ثروتمندان و سرمایه داران یهودی کمک مالی و اقتصادی به این تاسیسات می کردند .
از سوی دیگر مسلمانان فلسطینی نیز به رهبری حاج امین الحسینی که مخالف حضور بیگانه بود مبارزه را آغاز کردند . در 1920 م دو گروه مسلح فلسطینی به دو منطقه یهودی نشین در مرز سوریه حمله بردند و هفت تن یهودی از جمله یک افسر عالیرتبه ارتش صهیونیستی را کشتند .
از1923 تا 1929 م دوره رکود و آرامش در حرکت انقلابی مسلمانان بود . در 1929 م گروهی از جوانان صهیونیست راهپیمایی کردند . آنها پس از مانور در خیابانهای بیت المقدس به کنار دیوار ندبه رسیدند و پرچم و نشان صهیونیسم را برافراشتند ، سرود ملی خواندند و مسلمانان را سرزنش کردند . اعراب مسلمان که از این حرکت رآشفته بودند در روز دوم که مصادف با میلاد پیامبر اکرم (ص) بود به سمت دیوار ندبه راهپیمایی کردند و شیخ حسن ابو السعود - از بزرگان مسجد الاقصی و از نزدیکان حاج امین الحسینی - سخنرانی شور انگیزی کرد و مسلمانان برخی از آثار یهودی را به آتش کشیدند . در این درگیری ها و چند درگیری دیگر چند مسلمان و یهودی کشته و زخمی شدند . خبر قیام مردم قدس به الخلیل و نابلس رسید و مسلمانان این دو شهر نیز با حمله به مراکز و مدارس یهودی جمعی را کشته و مجروح کردند . شیخ عز الدین قسام که وکیلی سوری الاصل بود و پس از شکست نهضت ضد فرانسوی سوری ها به حیفا مهاجرت کرده بود پرچم انقلاب ضد صهیونیستی را به دست گرفت . او در 1926 م ریاست " جمعیت جوانان مسلمان " را بر عهده گرفت و با عنوان وکالت و قضاوت به روستاها سفر کرد و طی تماس با روستاییان به جذب نیرو پرداخت . و در 1932 م به " حزب استقلال " پیوست و نیروهای جذب شده را در پنج کمیته روابط خارجی ، اطلاعات ، آموزش نظامی ، تبلیغات و بازرگانی سازمان داد . وی در جنگ مسلحانه با اشغالگران در 1935 م همرا دو تن از رزمندگان گروه خود شهید شد . بدین ترتیب خشم و نفرت مسلمانان بیشتر شد به طوری که در مراسم تشییع جنازه او در حیفا به سمت پلیس سنگ پرتاب کردند . پس از او عبد القادر حسینی رهبری قیام مسلحانه را به دست گرفت که در نبردی مسلحانه به شهادت رسید .
تحریکات بین المللی برای حل مسأله فلسطین بی نتیجه ماند ، و رای تقسیم سیاسی و وحدت اقتصادی بی اثر بود . در 1984 م دولت انگلیس به قیومیت خود خاتمه داد و نیروهایش را خارج کرد و جنگ افزارهای خود را نزد صهیونیست ها باقی گذاشت . قبل از جنگ 1948 م ، 363 شهرک یهودی نشین در فلسطین تشکیل شده بود . قبل از خروج عثمانیها از قدس ، 47 شهرک یهودی نشین با 11990 نفر یهودی وجود داشت . این شماره در 1968 م به 724 رسید . جمعیت یهودی فلسطین در 1948 م 758-702 و د 1968 م 2434800 نفر تخمین زده شده است که 190000 نفر آن در بیت المقدس اسکان داده شدند . قابل ذکر است که بعد از جنگ 1948 م ، 78 درصد اراضی فلسطین از آن یهودیان شد ، حال آنکه تا 1948 م یهودیان صاحب 5/67 درصد اراضی فلسطین بودند .
بدین ترتیب فلسطین و از جمله الخلیل و روستاهای اطراف آن مسکن یهودیانی شد که شریان اقتصادی کشور یعنی کشاورزی را در دست داشتند .

 

----------------------------------

 

کتابنامه مقاله
1- مجیر الدین حنبلی ، الانس الجلیل بتاریخ القدس و الخلیل ، مکتبة المحتسب ، عمان ، 1973م .
2- مطهر بنطاهر مقدس ، البدء و التاریخ ، به اهتمام لمان هوار ، پاریس ، 1903 م .
3- ابن خلدون ، تاریخ ، ترجمه عبد المحمد آیتی ، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی ، تهران ، 1363 ش .
4- ابن حوقل ، صورة الارض ، دار الکتاب الاسلمی ، قاهره ، بی تا .
5- ابو عبد اله مقدسی ، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، ترجمه علینقی منزوی ، شرکت مولفان و مترجمان ایران ، تهران ، 1361 ش .
6- ابو الفداء ، تقویم البلدان ، ترجمه عبد المحمد آیتی ، بنیاد فرهنگ ایران ، تهران ، 1346 ش .
7- ناصر خسرو ، سفرنامه ، به کوشش محمد دبیر سیاقی ، زوار ، تهران ، 1370 ش .
8- لقشندی ، صبح الاعشی فی صناعة الانشاء ، الموسسة الحریة العامیة للتالیف و الترجمه و الطباعة و النشر ، قاهره (افست ) ج 4 .
9- الموسوعة الفلسطینیة ، دمشق ، 1984 م ، ج 1 ، 2، 3 .
10- دائرة المعارف الاسلامیة ، زیر نظر محمد مهدی علام ، دار الفکر ، بی تا ، بی جا ، ج 8 .
11- یوسف حسن درویش غوانمة ، دراسات فی تاریخ الاردن و فلسطین فی العصر الاسلامی ، دار الفکر للنشر و التوزیع ، عمان ، 1983 م .
12- اکرم حسن علبی ، معارک المغول الکبری فی بلاد الشام ، دار المامون للتراث ، دمشق ، 1408 م .
13- فیلیپ حتی ، تاریخ سوریه و لبنان و فلسطین ، ترجمه جورج حداد و عبد الکریم رافق ، دار الثقافة ، بیروت ، 1982 م .
14- حسان علی حلاق ، موقف الدولة العثمانیة من الحرکة الصهیونیة ، 1897-1909 ، الدار الجامعیة بیروت ، 1982 م .
15- حسان علی حلاق ، دور الیهود و القوی الدولیة فی خلع السلطان عبدالحمید الثانی عن العرش ( 1908-1909) ، الدار الجامعیة ، بیروت ، بی تا .
16- عبد الله ناصری طاهری ، بیت المقدس ؛ شهر پیامبران ، سروش ، تهران ، 1367 ش .
17- عبد الله ناصری طاهری ، علل و آثار جنگهای صلیبی ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، تهران ، 1373 ش .
18- مجله العرفان ، بیروت ، 1403 ق ، شماره 71 .