اما از سوی دیگر ، غربیان ( مسیحیان ) با تحلیل و بررسی نقش تاریخی مسلمین و یا به عبارتی "اثر گذاری تاریخی مسلمین " به یک " دیگر بودگی " درباره مسلمین رسیده اند. به سخن دیگر ، آنان در ارتباط با منزلت و اعتبار مسلمین ، مرتبه پائین تری برای آنان قائلند ، تا آنجا که در منابع خود به جای مسلمان آنان را ، مور ، ساراسَن ، حشاشی ، ترک ، تاتار و حتی کافر خطاب می کنند . می توان این ادّعا را ابراز کرد که تأثیرگذاری عظیم و گسترده ارباب کلیسا بر ذهن اروپاییان و غربیان که غرب بدون مسیحیت را بی معنا کرده ، نگاه مردم مغرب زمین به اسلام و مسلمین را یک نگاه صِرف مسیحی کرده و در این نگاه - که به تعبیر یک فیلسوف غربی سده بیستم ، اروپا یعنی کتاب مقدس و آتن - یک برتر انگاری حاکم شده است این برتر انگاری که ریشه در آموزه های کلیسا دارد پس از انقلابات علمی و صنعتی سده های هفده و هجده و ظهور دموکراسی در اروپا طرفداران بیشتری پیدا کرد . سپس با ظهور دوره استعمار متقابلاً نگاه مسلمین به غرب که مبتنی بر تاریخ رویاروییهای گذشته بود ، شکل گرفت و همانند نگاه عثمانیها به مسیحیان که در ادامه پیش روی در سرزمینهای غربی و اروپایی ، آنها را کافر و دشمن بدکار خطاب می کردند ، عکس العمل شدید بنیادگرایی اسلامی به استعمار سرزمینهای مسلمین ، انحلال خلافت عثمانی و سپس استقرار دولت اسرائیل در قلب خاورمیانه سربرآورد و در ادامه حوادث جدیدی - مانند تازه ترین آنها که همانا حادثه 11 سپتامبر 2001 بود - رخ نمود و بلوک بندی دو تمدن را محکم تر کرد . از این پس نظریه برخورد تمدنها که نگارنده مقاله به استناد پشتوانگی تاریخیش ، " نظریه تاریخی برخورد تمدنها " می نامدش نضج یافت و در ادامه افراط و تفریطهای قرن بیستم خطر پنداری مسلمین و اسلام هراسی غربیها شدت گرفت . بی تردید نظریه برخورد تمدنها که از مظاهر افراط انگاریهای دوران جدید است ریشه در نگرش جهان مسحیت به اسلام در طول تاریخ دارد و طبعاً تا این نگاه تاریخی بازکاوی ، نقد و بررسی و بازنویسی نشود ، اساساً نمی توان همزیستی تاریخی و تضمین شده و گفت و گوی تمدنها را میان دو جامعه فراگیر و مخاطب نهادینه کرد. همانطور که واضع نظریه گفت و گوی تمدنها خود گفته است لازمه گفت و گوی تمدنها ، جدال شناسی و بررسی زمینه های منازعه است . تا این بررسی و جدال شناسی که جنگ های صلیبی نقطه عطف آن است شناخته نشود ، گفت و گو مقطعی خواهد بود . چه بر اساس تئوری کانت دو طرف مناسبات خود را بر اساس دوستی و رفاقت تعریف کنند . یا بر پایه نظریه هابز و جان لاک که در عین تفاوت یک نتیجه را در بر دارد، اولی معتقد است که ملتها در عین آنکه دشمنند بر اساس مصلحت مناسبات جهانی را می پذیرند و دومی با تأکید بر ضرورت توجه به منشورهای جهانی ، رقابت ملل و تمدنها را تأکید می کند .
پیشینه نگرشهای مسیحیان
مجاری دریافت و درک و شناخت مسیحیان از اسلام را به ترتیب باید بیزانس ، اندلس و جنگ های صلیبی دانست یوحنای دمشقی بود که در کتابش - Haeresibas - شبهاتی درباره اسلام مطرح ساخت . شاگردش ابوقُره رهاوی که نام اصلیش تئودور بود مقالاتی درباره مسیحیت ، یهودیت و انکار حقانیت پیامبر و احکام شریعت او نوشت . ژولیوس تولدوئی اسقف شهر طلیعه - تولدو - در اسپانیا با راه اندازی نهضت بازپس گیری اسپانیا احساسات ضد اسلامی مسیحیان را برانگیخت و در این راه در سال 859 م کشته شد .
بدون تردید نقطۀ آغاز اسلام نگری خصمانه ، جاهلانه و کینه توزانۀ غربیها و مسیحیان ، پس از شکل گیری جنگ های صلیبی است ، که از دو مسیر طی شده : یکی بررسیهای کلاسیک با ترجمۀ متون و منابع مختلف اسلامی و دیگری مشاهدات و معاینات سیّاحان اروپایی از جوامع و سرزمینهای اسلامی شرقِ دریای مدیترانه . و آنچه تصور و برداشت مسیحیان غربی از اسلام را شکل می داد تلفیق و ترکیب داده های این دو مسیر بود . مسیحیان پس از آنکه منحنی شکست و سقوط دولتهای لاتینی خود در شرق مدیترانه را دیدند ، به مطالعه گسترده متون اسلامی روی آوردند تا به زعم خود با افشای نقاط ضعف آنها مسلمانان را به پذیرش مسیحیت ترغیب کنند . در رأس آنها پیتر ( پطرس ) معزّز بود که مخالف برخورد نظامی بود و خطاب به مسمانان می گفت : « به شما خواهم تاخت ، نه چنان که بعضی از ما بارها با سلاح تاخته اند ، بلکه با الفاظ و واژه ها نه با زور که با عقل و منطق . نه با نفرت و بیزاری ، که با عشق و شیدایی . شما را دوست می دارم ، خطاب به شما می نویسم شما را به نجات و رستگاری فرا می خوانم » و این مسیحی مذهبی که باور داشت « نقطه آغاز جنگ علیه اسلام، قرآن است » ، ظاهراً نخستین ترجمه جهت دار و غیر عملی از قرآن کریم با نظر او عرضه شد .
در همین دوران باید از ویلیام صوری سیّاح مسیحی مقیم سرزمین شام نام برد که می گفت فرشته وحی باید اسلام را به علی می سپرد اشتباهی به محمد داد . و با چنین برداشتهایی درباره اسلام و تشیع ذهن آیندگان غربی و مسیحی را می ساخت .
نگرشهای افسانه ای مسیحیان نسبت به اسلام و شریعت محمدی پس از سقوط قسطنطنیه بدست ترکان عثمانی پر رنگتر به عصر رنسانس منتقل شد و در ادامه اهریمن پنداری پیامبر و مسلمین، از سرشت اهریمنی ترک (مسلمان ) یاد شد . یکی از شاخص ترین چهره های این دوران مارتین لوترکینگ بنیانگذار اصلاح طلبی در مسیحیت است . او هرچند معتقد بود مسیحیت و صاحبان کلیسا باید خود را پالایش کند ، اما به ناپاکی مسلمین به علت تنفر آنها از تورات و انجیل هم اعتقاد داشت و تنها راه غلبه مسیحیان بر مسلمین را اصلاح طلبی دینی مسیحیان و دوری از گناه می دانست . او در مقدمه ای که بر ترجمه آلمانی کتاب مونتکروچه با نام « در ردّ قرآن » نگاشت صریحاً اعلام کرد هرگون چالش عقلانی با مسلمین منتفی است ، زیرا « دلهایشان سنگ شده است ، مقالات اعتقادی ما را به ریشخند می گیرند و تصور می کنند مسیحیان همه ابلهند »
رویکرد ضد اسلامی مارتین لوتر تا پایان عمر با او همراهی کرد و در تمام نوشته هایش از جمله : « برگزیده مزامیر » ، « مواعظی در باب انجیل یوحنا » ، « کتاب مکاشفه » ، « خطا به هایی در باب نغمه سلیمان » و . . . این نگاه ضد اسلامی هویداست .
ولتر اگر چه نظراتی که بیانگر عدم تعصب و واقع بینی اش نسبت به اسلام است دارد و با برداشتی خاص تساهل مذهبی انسانها را خواستار است تا از این طریق جنگهای مذهبی و تمدنی پایان پذیرد و با اعلام ضرورت پرهیز از تعصب دینی در مسیحیت که به تعبیر او تاریخ شانزده قرن بربریت است ، جلوه مثبتی دارد ، اما نوشته هایش در کتاب معروف و پر طرفدارش به نام « محومت یا تحجّر » اسلام را خرافه محض و قرآن را ناقض خرد ناب دانسته است . غربیها و مسیحیان بیشتر از این کتاب او آموختند و به وصیتنامه اش که در آن گفته بود « من در حق محمد بسیار بدکردم اعتنا نکرده اند »
شکل گیری ذهن تاریخی مسیحیان و جهان مسیحیت در این مدرسه - مدرسه منفی نگری - روز بروز تقویت شد و با این پیشینه ذهنی در اواخر قرن بیستم نظریه برخورد تمدنها را پذیرفت . حجم این داده های منفی خیلی بیشتر از آن بود که بعضی نظرگاههای مثبت خاورشناسان و اسلام شناسان حافظه تاریخی مسیحیان را تصحیح کند مانند :
1- جرج سیل در قرن هجدهم که در مقدمه ترجمه قرآنش انصاف را رعایت کرد.
2- گوتهل دافرایم لسینگ در همان قرن که در نمایشنامه وحدت گرایش به نام ناتان حکیم زیبایی همزیستی مسالمت آمیز سه دین و سه تمدن مسیحیت ، اسلام و یهودیت را به تصویر کشید و معتقد بود ارزش هر دین به توانایی آن در تغییر زندگی مردم از طریق محبت بستگی دارد. او همچنین اعتقاد داشت با مراجعه به تاریخ نمی توان درباره دین صحبت کرد . لسینگ می گفت ادیان تماماً دارای یک محتوایند و همه می توانند انسان را با خدا آشتی دهند .
3- هنری بولینگ بروک در قرن هجدهم معتقد بود مسیحیان مفلوکی که از جنگهای مقدس - صلیبی - برگشتند دروغهایی بر مسلمین بستند.
4- آنه ماری شمیل که معتقد بود تصویر سنتی اروپاییان از محمد (ص) نفرت و دشمنی بر جای می گذارد و انصاف درباره او روا نمی دارد ، در حالی که پیامبر اسلام (ص) نمونه کامل عیار کمال معنویت است.
5- توماس کارالایل که اسلام را گونه ای از مسیحیت می دانست.
حتی اعلامیه شورای دوم واتیکان در سال 1965 که بر آزادی دینی انسان و رستگاری آدمیان از طریق ادیان غیر مسیحی تاکید می کرد و مردان معاصر کلیسا مانند دکتر مایکل ایپ گریو مشاور اسقف اعظم کلیسای کانتربری که هرچه گفتند طرفداران ادیان غیر مسیحی را باید گرامی داشت زیرا خدا با آدمیان مختلف متفاوت سخن می گوید ، اثر نکرد . زیرا تصور غالب همان تصور قرون وسطایی است که به قول مونتگمری وات چهار مشخصه داشت : 1- اسلام دین دروغ است 2- اسلام دین شمشیر 3- اسلام طرفدار شهوت آزار 4- محمد ضد مسیح است
بستر تاریخی نظریه برخورد تمدنها
چکیده نظریه هانتینگتون را این گونه می توان ارائه داد :
- قدرت غرب در ابعاد نظامی و فرهنگی روبه افول است .
- با کاهش قدرت غرب ، غیر غربیها از فرهنگ ، مذهب و زبان خود حمایت خواهند کرد ( فرهنگ غرب تضعیف خواهد شد )
- تمدن غرب چون یگانه است باید جهانی باشد .
- چند فرهنگی درون غرب تهدیدی برای آنست .
- مهاجران درون جامعه امریکا باید مشتاقانه جذب تمدن و فرهنگ غربی شوند .
در یک کلام هانتینگتون خواهان اشاعه جهانی عقلانیت غربی و جهانی شمول کردن فرهنگ غرب است . این نگرش از بنیانهای فکری میشل فوکو که رابطه مستقیم میان دانش و قدرت را ارائه می کند و جمع بندی تاریخی برنارد لویس که ما در ادامه مقاله به آن می پردازیم سرچشمه می گیرد که نهایتاً انسان شرقی (خصوصاً مسلمان) را خرد ستیز و کودک منش و انسان غربی را خرد گرا و رشید معرفی می کند و بدین علت باید غرب بر جهان مسلط شود . پیش از برنارد لویس، لرد کرمر انگلیسی در توجیه اشغال سرزمین مصر توسط بریتانیا عدم دقت و دروغگویی را سجیّه مردم شرقی می دانست . یا بالفور که ظرفیت حکومت کردن و دموکراسی در ملل شرقی و مسلمان را منتفی می دانست . لهذا قهراً نژاد شرقی نژادیست زیر سلطه .
برنارد لویس که نظریه پرداز جنگ ( برخورد ) تمدنها، وام دار و متأثر از اوست در سال 1916 در لندن متولد شد و پس از تحصیل در دانشگاه لندن و خدمت در وزارت امور خارجه انگلیس و موسسات شرق شناسی آن کشور در آستانه شصت سالگی روانه امریکا شد و تابعیت آن کشور را پذیرفت . او در عمر طولانی خود آثار (کتاب ، مقاله و سخنرانی ) متعددی نگاشت و در نیمه دوم قرن بیستم یکی از پر اثرترین متفکران غربی بر افکار عمومی و نخبگان مغرب زمین بود .
از نظر برناردلویس، غرب ( اروپا و امریکا ) یک برتری ذاتی نسبت به شرق دارد . غرب به رغم وجود کشورها و زبانهای مختلف ، یک کلیت منسجم و از نظر فرهنگ ، مذهب و ارزشها یک جامعه اصیل است و یکدست ، برخلاف آسیا و افریقا که متنوع اند . غربیها ملتهای هم فکرند که به ارزشهای بنیادین مانند آزادی ، حقوق بشر و ضوابط اخلاقی اعتقاد دارند و واژه هایی مانند امپریالیسم ، تبعیض نژآدی و تبعیض جنسی اگر چه واژه های غربی اند ، ولی غرب این شرارتها را ابداع نکرده ، غرب به هویت شیطانی آنها پی برده و آنها را محکوم کرده است . از نظر لویس همزمانی کشف قاره امریکا و فتح غرناطه ( سقوط مسلمین در اندلس ) پیروزی غرب ( اروپا ) در برابر دشمنانش ( مسلمین ) را تسریع کرد . این خاورشناس و اسلام شناس مشهور غربی وقتی سخن از تمدن شرقی می گوید جغرافیای اسلام را و به عبارتی تمدن اسلامی را از سایر حوزه های مذهبی و تمدنی شرق مانند هندوئیسم ، بودیسم و کنفوسیوس جدا می کند زیرا هندیها و چینی ها قلمرو روم را هیچگاه متصرف نشده و کتاب مقدس مسیحیان را تحریف شده ندانسته اند . به عبارتی دیگر مسیحیت از نظر آنها پدیده ای نو بود . لویس به گسترش و پیشرفت و توسعه اسلام به خارج از جزیره العرب نگاهی از نوع استعمار طلبی در دوره جدید دارد و معتقد است اساساً اسلام دینی است با صبغه نظامی و تاریخ اسلام غیر از جهاد نیست . به همین جهت است که رفتار نیروهای القاعده و طالبان را عین دین می داند . نباید از این نکته غافل بود که مبنا و ریشه نگرش لویس آموزه های تاریخی او از روزگار جنگهای صلیبی است که بر اساس افسانه های دریافتی او درباره نزاریان، معتقد است آنها قتل مخالفان را یک فریضه دینی دانسته اند .
رویکردهای موردی لویس به حوادث تاریخ اسلام یا به آیات ، احادیث و واژه ها و اصطلاحات فقهی و حقوقی اسلام که شأن نزولی خاص دارند و عدم توجه او به یک کلیت و مکتب و اندیشه فراگیر ( یا به تعبیر ایروینگ مأموریت سیاسی حساب شده ) دیگران را به غلط انداخت . یا برداشت او از واژه انقلاب ( ثوره ) باعث شده که اسلام را یک ایدئولوژی ضد سامی و زبان عربی را یک ایدلوژی خطرناک تلقی کند .
لویس علت مهم فقر و عقب ماندگی کنونی مسلمین را در عدم عرفی شدن حکومتها تبعیض جنسیتی ، عدم آزادی اندیشه و نادیده گرفتن حقوق زنان دانسته و معتقد است به علت این فقر و ضعف علمی مسلمانان باید از غرب تبعیت کنند و یا به دیگر سخن راه نجات شرق از نظر این مستشرق در این است که با غرب از سرآشتی درآید . طبعاً چنین تمکینی از سوی مسلمین هم محال است . بنابراین به استناد تفسیر لویس ستیز مسلمین و مسیحیان ( غربیها ) قطعی است .
چکیده
دکترین برخورد تمدنها که توسط ساموئل هانتینگتون در سالهای اخیر مطرح شده و افکار جهانیان را به خود مشغول کرده است ، دفعتاً زاده نشده ، بلکه به مدد برداشتهای تاریخی غربیان مطرح شده است . یعنی این تئوری که البته محوریت آن برخورد اسلام و تمدن مشترک یهودی - مسیحی بوده با برداشتها و تعابیر تاریخی غربیها از اسلام و مسلمین گره خورده است و مسیحیان طرفدار این تئوری اسلام را بدعتی در چهارده قرن قبل در دورن جامعه مسیحی می پندارد و به همین علت جنگهای صلیبی را تقدیس و تکریم کرده اند . در این مدرسه ( مدرسه اسلام ستیزی غرب ) استنباطات موردی از مفاهیم اسلامی و تاریخ اسلام که از ذهن و زبان خاورشناسان و اسلام شناسانی چون برنارد لویس تراوش کرده ، در زوایای اندیشه غالب نخبگان غربی نشسته است . به عبارتی تفسیر مکانیکی و ایستا از لغات و واژه های مندرج در ادبیات مکتوب اسلامی غربیان را به اشتباه انداخته و به راحتی و سادگی نمی توان این خطای تاریخی را زایل کرد ، مگر آنکه غربیها بپذیرند با دید تاریخی نمی توان درباره امور ماوراء الطبیعه از جمله مبانی دین سخن گفت . و قبول کنند اسلام دینی است که اگرچه از نظر تاریخی در امتداد یهودیت و مسیحیت است اما با مبانی معرفتی متفاوت می باشد و این تفاوت را هم نمی توان از بین برد .
کلید واژه ها : اسلام و غرب ، اسلام و مسیحیت ، برخورد تمدنها ، هانتینگتون ، برناردلویس ، گفت و گوی تمدنها ، خاتمی
----------------------------
1- Clash of civizations
2- Samuel Huntington
3- Raymond Aron
4- Heterogenity of civilization
5- مقاله بسام طیبی با عنوان اخلاق بین المللی و پیوند زدن فرهنگها در کتاب : آشتی تمدنها ، رومان هرتزوگ ، ترجمه هرمز همایون پور ، تهران ، نشر فرزان روز ، 1380 ش ، ص 165 .
حتی کانون تعابیری چون west and rest که بر تفاوت ذاتی غیر غربیان Otherness -5
با غربیها اشاره دارد متوجه مسلمین است . یعنی مسلمانان و غربیان .
6- مسلمانان هم آنها را با واژه کافر یادکرده اند . ولی بیشتر دو اصطلاح « فرنگ » و « رومی » در ادبیات مکتوب مسلمین به کار رفته است .
7- ر.ک : روح ملتها ویراستاری فوریو چروتی ، ترجمه گیتی خورسند ، تهران ، نگاه معاصر ، 1384 ش ، ص 235
8- نمونه بارز آن ، گزارش کمال پاشا زاده رجل عصر عثمانیست که پس از شکست سهمگین مجارها در جنگ موهاچ در 526 ام به سلیمان قانونی می نویسد : « با شمشیرهای براق ، کافرانِ جسور را به شکست محکوم کردند ... و تفنگداران عثمانی باغ وجود ناپاک دشمن بدکار را پژمرده کردند » ر.ک : کمال پاشازاده ، Mohaczname ( موهاچ نامه ، پاریس ، 1859 م ، ص 109- 97 . نقل از برناردلویس ، خاورمیانه ، ترجمه حسن کامشاد ، تهران ، نشر نی ، 1381 ش ، ص 121
9- اریک هابسباوم - Eric Hobsbawm - قرن بیستم را عصر افراط و تفریط - age of extremes - دانسته است .
10- Islam Phobia
11- سید محمد خاتمی ، مبانی نظری گفت و گوی تمدنها ، تهران ، نشر سوگند ، 1380 ش ، ص 46
12- Immanuel kant
13- Thomas Hobbes
14- John Locke
15- John of Damascus ( 749- 675 )
16- محسن الویری ، مطالعات اسلامی در غرب ، تهران ، انتشارات سمت ، 1381 ش ، ص 34
17- Theodorus
18- ر.ک : دایره المعارف بزرگ اسلامی ، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی ، تهران ، 1373 ش ، ج 6 ، ماده أبوقرّه ( نوشته مسعود جلالی مقدم )
19-
20- Riconquist morement
21- Peter the Venerable
22- مینو صمیمی : محمد در اروپا ، ترجمه عباس مهر پویا ، تهران ، انتشارات اطلاعات ، 1382 ش ، ص194 .
23- مطالعات اسلامی در غرب ، ص 59
24- همان ، ص 50-49
25- William of Tyre
26- منبع عربی سهیل زکار ( لاتین 109/1 و 110 )
27- Martin Luther King
28- مجتبی مینوی ، اسلام از دریچه چشم مسیحیان ، ( ج2 محمد (ص ) خاتم پیامبران ) تهران ، حسینیه ارشاد ، 1348 ش ، ص 220-217 ، مطالعات اسلامی در غرب ، ص 64 .
29- Montecroce
30- Confutatio Alchoran
31- محمد در اروپا ، ص 250 .
32- Selected Psalms
33- Sermon on st Johns Gospal
34- Apocalypse
35- Lectures on the Song of Solomon
36- ر.ک : مجموعه آثار مارتین لوثر و محمد در اروپا ، ص 260-251
37- Francois Marie Voltaire
38- ژولی سارا- ساندرون ، تساهل در تاریخ اندیشه غرب ، ترجمه عباس باقری ، تهران ، نشر نی ، 1378 ش ، ص 127-126
39- همان ، ص 118.
40- همان.
41- Mahomet ou le Fanatism
42- محمد در اروپا ، ص 271 .
43- ر.ک: جواد حدیدی ، صداقت ولتر در ستایش اسلام ، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی ، سال چهاردهم ، شماره 2 ، 1357 ش.
44- George Sale
45- Gothold Ephraim Lessing
46- Nathan le Sage از پیامبران یهود در عصر داود و سلیمان.
47- کالین براون ، فلسفه و ایمان مسیحی ، ترجمه طاطه وس میکائیلیان ، تهران ، انتشارات علمی و فرهنگی ، 1375ش،ص87.
48- همان ، ص 86.
49- همان ، ص 88.
50- Henry Bolingbroke
51- محمد در اروپا ، ص 314.
52- Annemarie Schimmel
53- همان ، ص 477.
54- آنه ماری شیمل ، محمد رسول خدا ، ترجمه حسن لاهوتی ، تهران ، انتشارات علمی و فرهنگی ، 1384 ش ، ص 4.
55- همان ، ص 95.
56- Thomas Carlyle
57- محمد در اروپا ، ص 351.
58- ماهنامه اخبار ادیان ( نشریه مؤسسه گفت و گوی ادیان ) ، سال دوم ( 1383 ش ) ، شماره هفتم ، ص 22.
59- همان ، ص 30.
60- Montgomery Watt
61- مطالعات اسلامی در غرب ، ص 58.
62- این چکیده از مقاله استیفن هیلی - Stephen Healey- مدیر برنامه مذاهب جهان در دانشگاه بریج پورت امریکا ، گرفته شده با عنوان :
Dialogue Among civilization : Possibilities after Huntington, Interational Journal on World Peace, Vol.18,No.1(March,2001) PP.7-14
63- Foco
64- Bernard Lewis
65- Lord Cromer
66- ادوارد سعید ، الاتشراق ، ص 74.
67- Arthur James Balfour
68- همان ، ص 65.
69- همان ، ص 71.
70- Bernard Lewis
71- برای آشنایی بیشتر با زندگی ، آثار و افکار او ر.ک : نجیب العقیقی : المستشرقون ، قاهره ، دارالمعارف ، ج2، ص145-143 و مازن بنصلاح مطبقاتی : الاشتراق و الاتجات الافکریه فی التاریخ الاسلامی ، ریاض ، مطبوعات ملک فهدالوطنیه ، 1416ھ.ق، ص 15.
72- برنارد لویس ؛ برخورد فرهنگها ( Cultures in Confliet ) ، ترجمه بهمن دخت اویسی ، تهران ، نشر فروزان روز ، 1380ش ، ص73.
73- همان ، ص 88-85.
74- همان ، ص90.
75- همان ، ص 82.
76- ر.ک: برناردلویس : مشکل از کجا آغاز شد ( What Were Wrong ) ، ترجمه شهریار خواجیان ، تهران ، نشر اختران ، 1384ش.
77- برناردلویس: خاورمیانه ( The middle east ) ، ترجمه حسن کامشاد ، تهران ، نشر نی ، 1381 ش ، ص 65-64.
78- برنارد لویس : زبان سیاسی اسلام ( political language of islam ) ، ترجمه غلامرضا بهروز لک ، قم ، 1378ش ، ص 143 و 165-163 . برخورد فرهنگها ، ص 14.
79- برنارد لویس : حشاشین فرقه ای تندرو در اسلام ( The Assassins a radical Sect in Islam ) ترجمه حسن خاکباز محسنی ، تهران ، 1383ش،ص201.
80- T.B.Irving
81- Hassan Hanafi , Islam in the modern world , vol:20 P:395.
برنارد لویس با سطحی از بعضی آیات قرآن معتقد است اسلام طرفدار مجادله و نزاع با یهودیان و مسیحیان است . خاورمیانه ، ص75-74.
82- الاستشراق، ص571-562.
83- برخورد فرهنگها ، ص 27-26و مشکل از کجا اغاز شد ، ص 227 و 230.
84- عطاءالله مهاجرانی : اسلام و غرب ، تهران ، انتشارات اطلاعات ، 1382ش ، ص 10,19,22,23
85- الاتشراق ، ص 574.