انگلیسی
با غلبه مسلمین " برویزیگوتها "1 در 28 رمضان 92 ھ . ق در منطقه " وادی لکّه "2 در نزدیکی شذونه3 در جنوب غربی شبه جزیره ایبری " ساکنان عرب و بربر شمال افریقا از هر سو به طرف اندلس حرکت کردند "4 . اهالی شبه جزیره نیز دشت ها را وا نهاده و به کوهها پناه بردند5 . فتوح در شبه جزیره ایبری و نیز جنوب اروپا ادامه داشت تا آنکه در رمضان 114 ھ . ق نبرد سهمگین بلاط الشهداء یا پواتیه6 و قتل سردار مسلمین عبدالرحمن غافقی ، این پیش روی را متوقف کرد .

با غلبه مسلمین " برویزیگوتها "1 در 28 رمضان 92 ھ . ق در منطقه " وادی لکّه "2 در نزدیکی شذونه3 در جنوب غربی شبه جزیره ایبری " ساکنان عرب و بربر شمال افریقا از هر سو به طرف اندلس حرکت کردند "4 . اهالی شبه جزیره نیز دشت ها را وا نهاده و به کوهها پناه بردند5 . فتوح در شبه جزیره ایبری و نیز جنوب اروپا ادامه داشت تا آنکه در رمضان 114 ھ . ق نبرد سهمگین بلاط الشهداء یا پواتیه6 و قتل سردار مسلمین عبدالرحمن غافقی ، این پیش روی را متوقف کرد . از آن پس نخستین مقاومتهای مسیحی شکل گرفت و نهضت بازپس گیری La Reconduista در اسپانیا تأسیس شد . نخستین هسته مقاومت یا نهضت باز پس گیری را همانگونه که مورخان متقدم مسلمان نوشته اند پلایو ( بلای )7 از مردم استوریش یا " استوریه "8 در صخره ای به نام خود9 بنیان گذاشت 10.
این نهضت را فرناندوی اول11 پادشاه قشتاله12 و لیون13 در قرن پنجم ھ . ق / یازدهم میلادی تقویت کرد و از این پس بود که بازپس گیری سرزمین در دستور کار اصلی مسیحیان اسپانیا و اروپای غربی قرار گرفت . در این زمان که عصر حاکمیت دولتهای کوچک مسلمین یا عصر ملوک الطوائف بود فرزند فرنادو به نام آلفونس ششم14 یا ( آلفونس لیونی ) این مسیر را پی گرفت و توانست طلیطله15 پایتخت قدیمی ویزیگوتها را در صفر 478 ھ . ق / 25 می 1085 از دست بنوذوالنون باز گرفته16 و نهضت خود را وارد مرحله جدیدی کند . با این سقوط همانطور که مورخ معاصر مصری نوشته است ، تعادل قوا در اندلس بر هم ریخت17 . ملوک الطوائف خطر را جدی احساس کردند و بر این اساس از دولت صنهاجی بربرها در مغرب الاقصی - مرابطین کمک خواستند . هرچند مرابطین بخشهایی از مناطق باز پس گرفته را دوباره به جغرافیای اسلام ملحق کردند ، اما هم پیمانی بعدی دولتهای مسیحی اسپانیا با استعانت از زمینه های سیاسی و اجتماعی موجود در جامعه مسلمین اندلس مسلمانان را ساقط کرد و با سقوط غرناطه18 ، بخشهایی از جغرافیای اسلام محو شد .
بدون شک بررسی ساختار اجتماعی مسلمین در اندلس شناخت و چگونگی مناسبات اعراب و بربرها با هم و با یکدیگر ، نقش نو مسلمانان شبه جزیره اندلس و مسیحیان ذمی یا معاهده در این جامعه ما را بهتر با شناخت علل سقوط مسلمین در اندلس آشنا می کند .
اعراب که نخستین گروه آنها به همراه سپاه بربری طارق بن زیاد به اندلس آمده بودند19 ، با حضور " طالعه موسی بن نصیر " در 93 ھ . ق20 و " طالعه بلخ بن بشر قشیری " در سال 123 ھ . ق21 تقویت شدند و اثر گذارترین گروه اجتماعی اندلس به شمار آمدند . دو جریان تاریخی قیسی و یمانی و منازعات دیرینه آنها با یکدیگر در اندلس هم بروز پیدا کرد . عبدالملک بن قطن فهری والی یمانی اندلس ( 116-114 و 124-121 ھ . ق ) که شاهدی بازمانده از واقعه حرّه و اقم بود ، با کینه کهنه که از شامیان و قیسیان داشت از ابن حبحاب والی قیسی قیروان اعلان استقلال کرد و رفتار تند و خشن او با بربرها باعث شد تا « بربرهای اندلس به تبعیت از قیام بربر زناته در شمال افریقا که غزوة الاشراف را پی نهاده بودند ، در سراسر اندلس قیام کنند » 22
عبدالملک فهری مجبور شد برای فرو نشاندن قیام بربرها ، از شامیان عرب آنسوی آب به رهبری بلج بن بشر قشیری کمک بخواهد . وحدت مصلحتی اعراب قیسی و یمانی که برای برخورد با بربرهای قیامگر شکل گرفته بود ، با کشتار بیرحمانه بربرها در سال 123 ھ . ق پایان گرفت23 و سپس با قتل والی پیر یمانی اندلس ، بلج بن بشر قشیری را روانه دارالاماره کردند (125-124 ھ . ق ) این شکست و کشتار بربرها ، باعث شد تا بربرهای ساکن مناطق شمالی شبه جزیره ، مقر خود را ترک کرده به سرزمین اصلی یعنی شمال افریقا باز گردند24 . در نتیجه آلفونس اول25 یا آلفونس کاتولیکی داماد پلایو که پس از فرزند پلایو به قدرت رسیده بود این مناطق تخلیه شده را ضمیمه دولت خود در اشتوریش کرد26 .
این نخستین شکاف بین عرب و بربر اندلس را باید شکافی تاریخی قلمداد کرد و همین بود که سینه بربر بازمانده اندلس را در تمام دوران پس از آن از کینه نسبت به عرب پر کرد . البته نباید تأثیرپذیری بربرها از اندیشه خوارج را که منادی مساوات اجتماعی و عدالت بودند در روند مبارزات ضد عربی آنها نادیده گرفت .
پس از قتل عبدالملک بن قطن فهری ، پسرانش - امیه و قطن - به سر قسطه27 در شمال رفته و با همدستی گروهی از اعراب ضد شامی و بربر قصد مقابله با بلخ بن بشر کردند28 . پیکار در شوال سال 124 ھ . ق در شمال شرقی قرطبه رخ داد .29 با مرگ بلخ بن بشر در همان ایام ، شامیها که پیروز میدان جنگ بودند ، امور اندلس را به شامی دیگر - ثعلبة بن سلامه عاملی - که کمتر از یک سال حکومت کرد سپردند .30 با حضور ابوالخطار حسام بن ضرار کلبی (128-125 ھ . ق) در اندلس چند ماهی آرامش و همزیستی قبایل عرب با یکدیگر و بربرها با آنها هویدا بود به طوری که او و نظامیانش به سپاه عافیت ( عسکر العافیة ) معروف شدند .31 اما پس از مدتی کوتاه ، او هم گرایشات یمانی خود را بروز داد32 و رفتارش باعث شد یکی از رهبران قیسی بنام صمیل بن حاتم کلابی که با طالعه بلج بن بشر به اندلس آمده بود ، با همدستی ثوابه بن سلامه جذامی ، وی را اسیر کرده و امارت را نصیب ثوابه کند ( 129-128 ھ . ق )33 بحران قبیلگی اعراب مقیم شبه جزیره تا حضور عبدالرحمن الداخل نواده هشام بن عبدالملک که توانست وحدت سیاسی را بنیان دولت جدید به ارمغان آورد ، ادامه داشت .
همچنین در سالهای پایانی عصر والیان و کمی پیش از شکل گیری امیر نشین اموی اندلس ، گرسنگی و استمرار جنگهای داخلی موجب شد تا مسلمین مناطق شمالی از جمله اشتورقه34 را ترک کرده و تعداد زیادی از آنها با عبور از صحرای رودخانه " البرباط "35 در ناحیه ( کورة) شذونه به شمال افریقا پناه بردند . و بدین روی سالهای قحطی و گرسنگی به سالهای برباط مشهور شد 36. و آنگونه که نویسنده اخبار مجموعة نوشته است در نتیجه این بحران : « فخّف سکّان الاندلس »37
اما در این سالها آنچه محقق شد تحلیل ( کاهش ) قوای مسلمین در اندلس و تقویت پایگاههای مسیحیان در شمال اسپانیا بود. در این روزگار درگیریهای عرب-عرب و عرب-بربر از تمامی شهرهای ناحیه مرزی شمال یعنی سیتمانیا38 موسوم به " رباط الثغر " یا ولایة الثغر فقط اربونه39 ( ارجونه ) در دست مسلمین مانده بود که آن هم در سال 142 ﮪ.ق سقوط کرد .40 حتی در دوران حکومت امویان اندلس که تا حدود زیادی وحدت سیاسی مشهور است ، نزاع و خصومت قبیلگی اعراب و بربر ، مبارزات ضد مسیحی آنها را تحت الشعاع قرار می داد که نتیجه مستقیم آن تضعیف مسلمین ، کاهش قلمرو سیاسی آنها و تقویت مسیحیان اسپانیا بود و یا گاهی امرا و فرمانروایان مسلمان علیه یکدیگر با مسیحیان وحدت می کردند .
در اندلس عصر عامری شاهدیم که چگونه منصور بن ابی عامر پی در پی رفیقان و محذومان خود را از صحنه بیرون کرد . ابتدا جعفربن عثمان مصحفی حاجب بربری حکم دوم (366-350 ﮪ.ق ) را که محذوم او بود از بین برد 41. غالب بن عبدالرحمن والی مدینة سالم42 خویساوند منصور که سالها با مسیحیان شمال جنگیده بود ، مجبور شد اینک همراه با مسیحیان ، در برابر منصور قرار گرفته و نهایتاً کشته شود .43
جعفربن حمدون اندلسی مغربی سردار نظامی بربر خود را نیز بانفاق در یک مهمانی کشت .44 عبدالرحمن بن مطرف تجیبی از خاندان حاکم در سرقسطه را که سنگر بزرگی در برابر مسیحیان بودند ، از بین برد .45
فرزندش عبدالرحمن که از جانب مادر به شانجه46 پادشاه ناوار ( نبره )47 می رسید و خود به شبخول48 ملقب
شده بود و در سر هوای خلافت داشت49 در عصر هشام دوم خلیفه اموی ( 399-366 ﮪ.ق) با لقب مأمون اعلان ولایت عهدی کرد .50 اما این اقدام ناشایسته او خشم خاندان اموی را برانگیخت و موجب شد تا محمد هشام بن عبدالجبار بن عبدالرحمن سوم با همدستی اعراب قیسی51 و بربرها زمانی که عبدالرحمن به جنگ با مسیحیان رفته بود ، واقعه بزرگی موسوم به الفتنة البربریة را در سال 399 ﮪ.ق خلق کند 52. این حادثه شورشها و جنبشهای دیگری را در پی داشت . ضمن آنکه قتل عبدالرحمن عامری در همانسال ، مسیحیان را به سمت جنوب پیش برد و زمانی که هشام دوم برای دومین بار به خلافت رسید ( 403-400 ﮪ.ق ) بحرانهای پی در پی بربرها او و مردم قرطبه را ناامید و مجبورشان کرد تا به مسیحیان پناه ببرند .
مسیحیان نیز به ازای بازپس گیری از دویست دژ از دژهای آزاد شده عصر عامری به خلیفه اموی و مردم قرطبه کمک کردند .53 با انقراض کامل دولت اموی اندلس که به قول ابن خطیب غرناطی « ایبقی احدٌ بقرطبه من بنی امیة و لا یکنفهم احدا »54 هر منطقه از اندلس که هویت اجتماعی خاص خود را داشت هوای استقلال در سر داشت 55و این زمینه مناسبی برای تجزیه و برون رفت مسلمین از اندلس بوده مولّدان - ساکنان محلی و بومی اندلس که پس از فتح اسلام آوردند - گروهی بودند که در ساحت اندلس و سقوط آن نقش اساسی داشتند . این گروه عظیم که در بسیاری از مناطق اکثریت داشتند با اصرار بر حفظ قومیت اسپانیایی خود ، در صورت رفتار عرب گرایانه دولتهای اسلامی اندلس از خود گرایش های قومی شدید نشان داده و در حرکتهای ضد دولتی شرکت پیدا کرده یا خود بنیانگزار آن بودند .
طلیطله بزرگ ترین مرکز تجمع مولدان و کانون حرکتهای ضد دولتی شاهد جنبشهایی بود که بعضاً با حمایت مسیحیان رخ می داد . در سال 214 ﮪ.ق یک پیشرو اندلسی به نام هاشم ضراب در این شهر شورش کرد و اعراب و بربر منطقه را مورد هجوم قرار داد و پس از دو سال سرکوب شد .56 عبدالرحمن جلیقی در نیمه قرن سوم جنبش ضد دولتی دیگری از مولدان را شکل داد و با کمک پادشاهان مسیحی اشتورقه قریب بیست سال قوای امویان را صرف خود کرد و به تعبیر ابن قوطیه رهبر مولدان غرب اندلس شد 57. مهم ترین شورش مولدان در دوره اسلامی اندلس ، جنبش عمربن حفصون علیه دولت قرطبه بود .58 او توانست از جیّان59 در شرق تا استجه60 و شذونه در غرب را قلمرو خود کند 61. این شورشگر اندلسی در عصر امیر عبدالله محمد ( 300-275ﮪ.ق ) تا نزدیک قرطبه آمد و بر دژ پولای در جنوب شرقی پایتخت مسلط شد62 و در سال 286ﮪ.ق به مسیحیت گروید 63. تاریخنگاران مسیحی مانند دوزی هلندی او را قهرمان ملی اسپانیا معرفی می کنند که در برابر مسلمانان سی سال مقاومت کرده است64 .
همکاری مسیحیان معاهد یا مستعربان65 - مسیحیان ساکن اندلس که زبان و فرهنگ عربی را فرا گرفته بودند - با این موّلدان و دولتهای مسیحی از نکات برجسته در مبارزه مسیحیان علیه مسلمین اندلس است . مولدان با حمایت و مساعدت آنها توانستند قلعه منت شاقر ( مندخار ) 66 در شمال شرقی غرناطه را اشغال کرده و جمعی از اعراب را سر ببرند67 . در محاصره و اشغال قلمریه68 در سال 456 ﮪ.ق پادشاه قشتاله را یاری کردند . این شهر شمالی پرتغال را منصور بن ابی عامر در 375 ﮪ.ق فتح کرده بود . تاریخنگار غربی آنها خدمات مهمی به مسئله رهایی مسیحیان کردند69 . جنگها و مناعات دولتهای عصر ملوک الطوائف با یکدیگر و سودجویی مسیحیان دراین میان از عوامل عمده سقوط اسلام بود .
و همانطور که « سسنندو » ( ششنند ) مشاور آلفونس ششم که خود از مستعربان معاهد بد نقل کرده و عبدالله بن بلقین زیری امیر غرناطه در خاطرات خود آن را برای ما بازگو کردهاست :
« مقصود - یعنی آزادسازی اسپانیا - وقتی حاصل می آید که مهاجمان ( مسلمانان ) ناتوان و ناتوانتر شوند و دیگر برای ایشان نه اموالی مانده باشد و نه مردان جنگجو . آنگاه ما آن سرزمین را بی هیچ رنجی باز پس خواهیم گرفت . »70 جنگ بنو عیّاد با بربرهای بنو زیری به خاطر غرناطه که با جانبداری آلفونس ششم از بنو عباد صورت گرفت و اراضی غرناطه و دژهایی در جنوب غربی جیان به مسیحیان واگذار شد 71. یا نبرد بنوهود با بنوذوالنون در سال 436 ﮪ.ق با حمایت دولتهای مسیحی72 و جدال بنو تجیب امرای سرقسطه با بربر بنوزیری که با حمایت دولتهای مسیحی شمال اسپانیا مثل برشلونه73 ، نافار ( نبره ) و لیون پدیدار شد 74. مردم سرقسطه امیر دولت متبوع خود را به خیانت متهم کردند 75. وقتی ابوالعلی المأمون خلیفه موحدی به قصد تصاحب تخت خلافت از اندلس به مراکش آمد ، از فرناندوی سوم پادشاه قشتاله خواست تا او را علیه مخالفانش کمک کند . فرناندو علاوه بر گرفتن چند دژ در اندلس اجازه ساخت کلیسا در مراکش را هم از موحدین گرفت ، متعاقب آن پاپ اینوسان چهارم76 جانشین و فرزند مأمون راحتی به کیش مسیحیت دعوت کرد77 ، اگرچه او نپذیرفت ، اما در دوره پایانی موحدین ، مسیحیان امتیازات ویژه ای در اندلس و مغرب الاقصی کسب کردند .
اما بدون تردید اباحیگری حاکمان مسلمان و عدم التزام آنها به شریعت اسلامی که به قول ابن حزم در زمین فساد می کنند78 و همسویی فقیهان چشم به دنیا دوخته با آنها79 که مجبور بودند مردم را به نام دین فریب بدهند 80. ابن حیّان هردو صنف ملوک و فقیهان را فاسد می شمرد 81و حتی سست دینی مردم مسلمان از عوامل تسریع کننده سقوط بود . شاید بتوان یکی از مظاهر سست دینی جامعه اسلامی در عصر ملوک الطوائف را در قیود فرهنگی ، اجتماعی و مذهبی زنان جست و جو کرد .
آنجا که ولّاده دختر المستکفی خلیفه قرطبه چنین می سراید :
انا والله اصلح للمعالی وامشی مشیتی واتیه تیها
و امکّن عاشقی من صحن خّدی واعطی قبلتب من یشتهیها82
او همان کسی است کهبه قول هنری بیرس آزادانه حجاب را کنار گذاشت83 یا کنیز شاعر معروف زریاب اندلسی که در اظهار عشق به امیر عبدالرحمن دوم می گوید :
یا باَبی قرشیّ خلعت فیه العذارا84
این پدیده را مقری در نفح الطیب دنبال می کند .
بنابراین آنچه را می توان گفت این است که زمینه های سقوط مسلمین در اندلس در یک پروسه طولانی فراهم آمد . از آغاز دوران فتوح تا انحلال آخرین دولت اسلامی یعنی حاکمان نصری ( احمری ) در غرناطه و زمینه ها و علل این سقوط تنها در مقولات و مصادیق فرهنگی و اخلاقی عصر ملوک الطوائف خلاصه نشد ، آنگونه که تاریخنگاران متقدم و بعضی از تاریخ پژوهان معاصر اشاره می کنند بلکه مناسبات تاریخی و سیاسی اعراب با یکدیگر ، آنها با بربر ، تأثیر پذیری هر دو خصوصاً بربرها از حوادث شمال افریقا ، تحولات جغرافیای انسانی و تاریخی در اندلس در قرون نخستین اسلامی مهم ترین زمینه های این فروپاشی بوده است .

 

------------------------------------

1 - Wisigoths
2 - Guadalete
3 - Sidonia
4 - حسین مؤنس : فجر الاندلس ، القاهره ، 1959 م ، ص 81
5 - احمد بن محمد المقرئ : نفح الطیب من غصن الاندلس الرطیب ، تحقیق احسان عباس ، بیروت ، 1968 م ، ج 1، ص 163
6 - Poitiers
7 - Pelayo
8 - Asturias
9 - این صخره در منابع اسپانیولی به نام قلل اروپا - Picos de Europa - معروف است
10 - مجهول المؤلف : اخبار مجموعه ، تحقیق ابراهیم الابیاری ، بیروت و القاهره ، 1410 ھ . ق ، ص 34 و 61
11 - Fernando I
12 - Castile
13 - Leon
14 - Alfonso Ⅵ
15 - Toledo
16 - نفح الطیب ، ج 1 ، ص 441
17 - محمد عبدالله عنان : دول الطوائف ، المترجم الی الفارسیة من جانب عبدالمحمد آیتی ( تاریخ دولت اسلامی در اندلس ، ج2 ، تهران ، 1367 ھ . ش) ص 405 .
18 - Granda
19 - نفح الطیب ، ج 1 ، ص 369 . ابن عذاری المراکشی : البیان المغرب فی اخبار الاندلس و المغرب ، تحقیق کولان و پروفنسال ، بیروت ، 1983 م ، ج 2 ، ص 257-256
20 - نفح الطیب ، ج1، ص 144-141
21 - ابن قوطیّه : تاریخ افتتاح الاندلس ، القاهره و بیروت ، 1402 ھ . ق ، ص 40
22 - اخبار مجموعة ، ص 38
23 - البیان المغرب ، ج 2 ، ص 43
24 - عبدالحمید نعنعی : دولت امویان در اندلس ، ترجمه محمد سپهری ، قم ، 1380 ش ، ص 107
25 - Alfonso I
26 - همان
27 - Saragossa
28 - اخبار مجموعة ، ص 42
29 - همان ، ص 43 . البیان المغرب ، ج 2 ، ص 32 . مجهول المؤلف : فتح الاندلس ، تحقیق دون خواکین دی کونثالیث ، الجزائر ، 1889 م ، ص 34.
30 - تاریخ افتتاح الاندلس ، ص 17 . فتح الاندلس ، ص 34 . اخبار مجموعة ، ص 44 .
31 - اخبار مجموعة ، ص 49 . البیان المغرب ، ج 2 ، ص 34.
32 - تاریخ دولت اسلامی در اندلس ، ج 1 ، ص 132
33 - عبدالواحد ذنون طه : الفتح والاستقرار العربی والاسلامی فی شمال افریقیا و الاندلس ، بیروت ، 2004 م ، ص 340-338
34 - Astorga
35 - Barbate
36 - فتح اندلس ، ص 44-43 . اخبار مجموعة ، ص 62-61
37 - ص 62
38 - Septimanig
39 - Arjona
40 - تاریخ دولت اسلامی در اندلس ، ج 1 ، ص 145
41 - البیان المغرب ، ج 2 ، ص 270-269
42 - Medinaceli
43 - نفح الطیب ، ج3 ، ص 92 . البیان المغرب ، ج 2 ، ص 417
44 - البیان المغرب ، ج 2 ، ص 280
45 - همان ، ص 284-282
46 - سانشر
47 - Navarrea
48 - Sunchula
49 - البیان المغرب ، ج 3 ، ص 47
50 - همان ، ص 43-41
51 - همان ، ص 52
52 - همان ، ص 72
53 - همان ، ص 99
54 - اعمال الاعلام ، ج 2 ، تحقیق لیفی بروفنسال ، بیروت ، 1959 م ، ص 139
55 - السید عبدالعزیز سالم : تاریخ المسلمین و آثارهم فی الاندلس ، قاهره ، بدون تاریخ ، ص 364
56 - البیان المغرب ، ج 2 ، ص 125
57 - تاریخ افتتاح الاندلس ، ص 101
58 - ابراهیم بیضون : الدولة العربیة فی اسبانیة ، بیروت ، 1406 ﮪ.ق ، ص 262
59 - Jaen
60 - Astigi
61 - همان ص 264
62 - تاریخ دولت اسلامی اندلس ، ج 1 ، ص 351
63 - البیان المغرب ، ج 2 ص 139
64 - تاریخ دولت اسلامی دراندلس ، ج 1 ، ص 404
65 - Mozarabe
66 - Mondejar
67 - دولت امویان در اندلس ، ص 276
68 - Coimbra
69 - تاریخ دولت اسلامی در اندلس ، ج 2 ، ص 423
70 - کتاب التبیان ( مذاکرات لامیر عبدالله ) ، نشره لیفی بروفنسال ، القاهره ، 1955 م ، ص 73
71 - تاریخ دولت اسلامی در اندلس ، ج 2 ، ص 165 و 65
72 - عبدالواحد ذنون طه و دیگران : تاریخ العرب و حضارتهم فی الاندلس ، بیروت ، 2004 م ، ص 242
73 - Barcelona
74 - همان ، ص 241
75 - البیان المغرب ، ج 3 ، ص 175
76 - Inocentt Ⅳ
77- تاریخ دولت اسلامی در اندلس ، ج 4 ، ص 415-414
78 - تاریخ دولت اسلامی در اندلس ، ج 2 ، ص429
79 - همان
80 - همان
81 - همان ، ص 430
82 - نفح الطیب ، ج 4 ، ص 205 ( نقلاً عن : سلمی الخضراء الجیوسی : الحضارة العربیة الاسلامیة فی الاندلس ، بیروت ، 1999 م ، ج 2 ، ص 996)
83 - همان ، ص 1000
84 - همان ، ص 997