انگلیسی
در اواخر قرن پنجم هجری با توجه به توسعه طلبی سلجوقیان ، سلطه فاطمیان در شام رو به ضعف گرایید و جز مناطق محدودی از ساحل مدیترانه در جنوب شام در اختیار آن ها نماند1 . سلجوقیان نیز همانند فاطمیان قصد داشتند حوزه فرمانروایی رقیب را شهر به شهر تسخیر کنند . اَتسِزبن اوق2 که فلسطین و سپس دمشق را تصرف کرده بود ، درسال 470ﮪ/1077م قصد مصر کرد ، اما بدر الجمالی وزیر مقتدر فاطمی او را شکست داد3 . پس از مرگ ملکشاه سلجوقی ، اکثر مناطق شام تحت نفوذ تتش فرزند الب ارسلان قرار داشت و اونیز فلسطین را به « اُرتُق » سپرد. در زمان درگیری صلیبیان در آسیای صغیر و شمال شام ، فاطمیان از فرصت درگیری سلجوقیان با صلیبی ها استفاده کرده و فلسطین را از بنو ارتق باز پس گرفتند4 . از این پس که مقارن نفوذ صلیبی ها به مناطق مرکزی و جنوبی شام است ، نقش اسماعیلیان فاطمی در جنگ صلیب آشکار می شود.



نخستین اتهام
از اتهامات تاریخی علیه فاطمیان ، یکی همکاری افضل بن بدر جمالی وزیر دولت فاطمی با مهاجمان صلیبی علیه سلجوقیان است که توسط تاریخ نگاران اهل سنت و مورخان صلیبی بر کتاب تاریخ افزوده شده است . در میان تاریخ نگاران سنی مذهب ضد اسماعیلی می توان از ازدی ، نویری ، ابن خلدون ، سیوطی ، ابن تغری بردی و ابن اثیر نام برد . ابن اثیر که دیگران در این برداشت وام دار او هستند ، این نظر را با تردید و با عبارت « الله اعلم » بیان کرده و درباره فاطمیان می نویسد : « و ارسلوا الی الفرنج یدعونهم الی الخروج الی الشام لیمکوه و یکونوا بینهم و بین المسلمین ، والله اعلم » .5
از صلیبی ها نیز ریموند آگیلی6 و ویلیام صوری7 بر حضور سفیران مصری نزد صلیبی ها در انطاکیه تأکید دارند و تاریخ نگاران معاصر نیز با برداشت از این دو منبع بر وجود پیمان همکاری و دوستی فاطمیان و صلیبی ها پای فشرده اند . رنه گروسه می گوید : « فاطمیان مصر که نمی توانستند تصرف فلسطین ترکان را نادیده بگیرند، هنگامی که از نبرد میان فرنگیان با ترک ها در انطاکیه آگاه شدند فرصت را برای پس گرفتن استان فلسطین مغتنم شمردند . البته این اقدام خیانتی به اسلام بود ، اما در آن زمان مقام وزارت اعظم توسط یک ارمنی مسلمان شده اشغال شده بود که بدبختانه ایمان اسلامی بسیار ملایمی داشت . این وزیر از دین برگشته که متوجه شوق و ذوق صلیبیون برای گرفتن اورشلیم نبود ، سفیری نزد فرنگی ها به انطاکیه فرستاد و پیشنهاد کرد برای تقسیم متصرفات ترک ها در سوریه و فلسطین پیمانی نظامی منعقد شود ؛ به این ترتیب که انطاکیه و سوریه به فرنگیان و فلسطین و اورشلیم به مصر تعلق گیرد . صلیبیون از رد این پیشنهاد خودداری کردند . با آن که هدف اصلی آن ها اورشلیم بود، از سفیر پذیرایی شایانی شد و دولت مصر را به شدت برای این کار تشویق کردند . هدف اصلی آنان تقسیم نیروهای اسلامی بود و تا زمانی که انطاکیه به تصرف در نیامده بود ، روحیه ترک ها را با یادآوری حمله مصریان به فلسطین تضعیف می کردند . سرفرمانده صلیبیون ، بسیار مؤدبانه ، سیصد سر بریده ترک هایی را که در نزدیکی دریاچه انطاکیه کشته بودند به سفیر مصر تقدیم کرد . البته برای استواری پیمان ، این ، هدیه ناقابلی بود . پس از آن دیگر مصری ها تردید به خود راه نداده و به ترک های فلسطین حمله بردند و در 26 اوت 1908 اورشلیم را از آن ها پس گرفتند » .8
رانیسمان نیز در این باره می نویسد : « آن گاه که صلیبیان هنوز در قسطنطنیه بودند ، آلکسیوس به ایشان سفارش کرده بود که سعی نمایند به نحوی با دولت فاطمی مصر کنار آیند . فاطمیان از دشمنان آشتی ناپذیر ترکان بودند و با رعایای مسیحی هم کیش خود مدارا می کردند و گذشته از آن همواره آماده بودند تا با سلاطین عیسوی با راه سازش روند . از قرار معلوم صلیبیان این اندرز امپراطور را به گوش نگرفتند ، اما در اوایل فصل بهار سفیرانی از طرف الافضل ، صدر اعظم مقتدر خلیفه خردسال وقت المستعلی ، به لشگر گاه صلیبیان در برابر انطاکیه وارد شدند . به نظر می رسد که الافضل پیشنهادی مبنی بر تقسیم امپراطوری سلجوقیان کرده بود ، بدین نحو که صلیبیان می بایست شمال شام را برداشته و فاطمیان فلسطین را از آن خود می کردند . جای تردید نیست که الافضل صلیبیان را مگر سربازان مزدور امپراطور نمی پنداشت و با در نظر گرفتن اوضاع و احوال روز و احتمال حمله قریب الوقوع ترکان ، مطمئن بود پیشنهادش را به جان و دل خواهند پذیرفت . سران باختری ، سفیران دربار مصر را دوستانه پذیرفتند ، اما خویشتن را پای بند میثاقی معین نساختند . مصریان چند هفته ای در لشگرگاه صلیبیان به سر بردند ، سپس به همراه هیأت کوچکی از نمایندگان فرانک ها ، با پیش کشی های بسیار که عمده اش غنائم پیروزی ششم مارس بود ، راه بازگشت به میهن خود را در پیش گرفتند».9
« هامیلتون گیپ » نیز که به ارسال سفیر از سوی فاطمیان نزد صلیبی ها اشاره کرده ، تأکید می کند که اهل صلیب پاسخ سفیر فاطمی را با اصرار به حمله به بیت المقدس دادند .10 منابع غربی از سفارت دوم افضل بن بدر جمالی به صلیبی ها درتاریخ20 جمادی الاول 492/10 آوریل 1099 . در منطقه عرقه11 سخن گفته اند،12 در صورتی که اولاً هیچ یک از متون اسلامی درمورد این سفارت سخنی نگفته اند ، و ثانیاً : در میان منابع صلیبی ، « فوچه دچارتر » تاریخ نگار همراه و معاصر جنگ اول صلیبی در کتاب خود به هیچ یک از این دو سفارت اشاره نکرده است . آن چه مسلم است این است که افضل بن بدر جمالی وزیر فاطمیان پس از آن که پی به انگیزه حقیقی صلیبی ها برد ، در مقابل آن ها ایستاد ودر صحنه های متعددی با آن ها جنگید .13
فاطمیان در برابر تهاجم صلیبی
پس از محاصره بیت المقدس توسط صلیبی ها ، افتخار الدوله حاکم فاطمی شهر ، سیاست دفاعی خود را تقویت کرد و دستور دارد به منظور تشدید فشار علیه صلیبی ها ، آب چاه ها و چشمه ها جز چشمه «سلوان»14 را سم آلود کنند . به گفته ویلیام صوری ، این سیاست به منزله ایجاد مانع بزرگی در مقابل صلیبی ها بود.15حاکم بیت المقدس نیز مسیحیان ساکن شهر را اخراج کرد .16
محاصره صلیبی ها و مقاومت مسلمانان در درون شهر تشدید می شد . در این هنگام تعداد کشتی های جنگی « ژنوایی » به فرماندهی دو برادر ماجراجو « ویلیام امبریاچو »17 و « پریموس امبریاچو »18 به بندر « یافا » رسید و آن جا را اشغال کرد .19 در مقابل این تهاجم و در تاریخ شعبان 492ق/1099 م افضل بن بدر جمالی با سپاهی بزرگ از مصر بیرون آمد تا محاصره قدس را بشکند .20 ابن قلانسی در این باره می گوید : « وانتهت الیهم خروج الافضل من مصر فی العساکر الدثرة لجهادهم » .21
پس از چندین روز محاصره و تبادل آتش ، بیت المقدس در 22 شعبان 492/15ژوئیه 1099 سقوط کرد.22 اقرار تاریخ نگاران صلیبی معاصر جنگ ها23 بر کشتار بی رحمانه ساکنان این شهر ، نظر رانیسمان تاریخ پژوه معاصر غربی را تأیید می نماید : « صلیبیان که بعد از همه بدبختی و رنج ، مستی این پیروزی عظیم عقلشان را زایل کرده بود بی محابا به خیابان ها و کوی و برزن و مساجد و خانه ها ریخته ، هرکه را دیدند ، از زن و مرد و کودک ، بی دریغ به قتل رساندند. سرتاسر بعد از ظهر و شب آن روز کشتار مردم ادامه داشت و پرچم تانکرد مهر امان پناهندگان مسجد الاقصی نشد . بامدادان روز بعد ، گروهی از سربازان به قهر به مسجد در آمده ، تیغ در پناهندگان نهادند » .24


فاطمیان پس از سقوط بیت المقدس
افضل بن بدر جمالی که با سپاهی مجهز روانه فلسطین شده بود در عسقلان خیمه زد .25 سپاه صلیبی در سه گروه متشکل و مستقل به فرماندهی گودفروا ، روبرت نورمندی و ریمون سن ژیلی در «سهل مجدل»26 اردو زد و در نوزدهم رمضان 492/ دوازدهم اگوست 1099 به سپاه فاطمی حمله برد27 و آن را شکست داد .28
تاریخ نگاران قدیم و جدید علت شکست فاطمیان دراین جنگ را ناهمگونی ارتش آن ها می دانند .29 با این تجربه ، طبیعی بود که افضل جمالی برای سازمان جدید نیروی جنگی خود برنامه ریزی کند . او تصمیم گرفت سپاه جدیدی به نام « حُجَّریه » که بنا به نظر ابن خلکّان تا حدود زیادی شبیه دو سپاه صلیبی « شهسواران پرستشگاه » و « مهمان نوازان » بود30 تأسیس کند و پس از آن ، نظامیان سازمان یافته دیگری به نام « ترابی » و « افضلیه » تشکیل دهد . صلیبی های پیروز بعد از نبرد اخیر ، دشت های منطقه وسطای فلسطین یا « الجلیل » به مرکزیت « طبریه » را اشغال و امیر نشین جدید الجلیل31 را تابع دولت صلیبی بیت المقدس تأسیس کردند.
گودفروابندر « ارسوف » در شمال یافا را در ذی الحجة 492/ اکتبر 1099 اشغال کرد .
بندر سوق الجیشی « یافا » که به منزله دریچه دریای مدیترانه محسوب می شد32 برای صلیبی ها اهمیت خاصی داشت . اشغال این بندر و تقویت پایگاه های دفاعی آن را از سوی صلیبی ها به کمک نیروی دریایی جمهوری های سه گانه ژنوا ، پیزا و ونیز33 و پس از آن ، سقوط « حیفا » در اوت 1100 و قیساریه در 494 ﻫ/1101م که با قتل عام ساکنان مسلمان توسط صلیبی ها از اختیار فاطمیان خارج شد، زمینه تقویت دولت صلیبی در شام را فراهم کرد . پس از این مرحله و در نخستین روز رمضان 494ق/اول ژوئیه 1101م سپاه قدرتمند فاطمی به فرماندهی « سعد الدوله قواص » به عسقلان رسید34. دو سپاه در محدودۀ عسقلان و در نزدیکی دهکده «یبنه»35 به نبرد ایستادند . تاریخ پژوه مسلمان و معاصر، نبرد عسقلان را که به جنگ اول رمله مشهور است ، چنین توصیف می کند : « فرماندهان فاطمی پس از تجمع این نیروها ، بلافاصله جنگ با دشمن را شروع نکردند ، بلکه مدتی طولانی بدون انجام هیچ اقدامی در عسقلان باقی ماندند .البته این وقت گذرانی ها شاید به این دلیل بود که آن ها در انتظار وصول کمک های تازه یا کسب اطلاعات از موقعیت دشمن بودند ، یا شاید هم واقعاً از جنگیدن با صلیبیان می ترسیدند . اما به هر حال ، صلیبیان از این موقعیت سوء استفاده کردند و بدوئن اول ، شاه بیت المقدس ، در این فرصت خود را از هر جهت آماده کرد و به جمع آوری نیرو پرداخت و برنامه ای حساب شده برای مقابله با فاطمیان طراحی کرد ، به خصوص که فهمیده بود هدف فاطمیان تصرف « قدس » است ... دو لشکر در صبح روز 7/9/1101 م /494 ﻫ ، در دشتی واقع در جنوب غربی شهر رمله رو در روی یکدیگر قرار گرفتند ؛ پس فرنگان به مسلمانان حمله کردند و آنان را شکست دادند. » 36
پس از آن که «المستعلی بالله» خلیفه فاطمی مصر در هفدهم صفر 495/1101 م در گذشت و فرزند خردسال او «الآمر باحکام الله» جانشین پدر شد،افضل به عنوان حاکم مطلق،سپاهی دیگر به فرماندهی پسرش «شرف المعالی» به فلسطین فرستاد .37 دو نیروی فاطمی و صلیبی در نزدیکی رمله در برابر هم صف کشیدند : «پس فرنگان شکست خورد و تعداد زیادی از آنان کشته شدند و کسانی از آن ها که زنده ماندند اسیر گشتند.»38
سقوط بندر « عکا » در سال 497ﻫ/1104م به دست بالدوین که با کمک نیروی دریایی ژنوا صورت گرفت ،39 افضل را وارد کرد تا یکی دیگر از حملات گسترده خود علیه صلیبی ها را که آخرین حمله بزرگ او بود سازمان دهد . او به رغم اختلافات ریشه دار عقیدتی با دولت ها حکام سنی مذهب شام ، از آن ها کمک خواست . پیش از این و در سال 495ﻫ/1101 م دقاق بن تتش سلجوقی صاحب دمشق از یاری او خودداری کرد ،40 اما دراین مرحله « طغتکین » اتابک دمشق با او همراهی نمود .
ابن قلانسی این نبرد را که به نام « جنگ سوم رمله » معروف است این گونه تصویر می کند : « والتقی الفریقان فی رابع عشر ذی الحجة من النسة ، فیما بین یافا و عسقلان ، فاستظهر الفرنج علی المسلمین و قتلوا و الی عسقلان و اسروا بعض المقدمین و انهزم عسکر مصر الی عسقلان و عسکر دمشق الی بصری، و قیل ان الذین قتلوا من المسلمین بازاء الدین قتلوا من المشرکین».41
در این نبرد ، امیران فاطمی عکا و ارسوف اسیر شدند42 و بدین ترتیب با اشغال بنادر و شهرهای ساحلی شام توسط صلیبی ها و خصوصاً بندر مهمی چون عکا ، بازرگانی دولت های اسلامی هم آسیب دید . به گفته رنه گروسه : « اشغال سواحل فلسطین توسط فرنگی ها باعث آشفتگی روابط بازرگانی کشورهای اسلامی شد . کاروان های که میان قاهره و دمشق یا بغداد رفت و آمد می کردند ناچار شدند از میان بیابان های بی آ و علف ایدومه و جنوب بحرالمیت عبور کنند و سپس به سوی شرق رود اردن در ماورای اردن بروند . به روایت وقایع نویسان آن زمان ، یکی از این کاروان ها که از مصر آمده بود ، در تاریکی و سکوت شب در نزدیکی رود اردن توقف کرد . شاه بدوئن که به وسیله مراقبان خود آگاه شده بود ، نیمه شب با شصت سوار به کنار رودخانه رسید و کاروان را توقیف کرد ».43
دکتر صلاح الدین نوار محقق معاصر مصری شکست سپاه فاطمی در مقابل صلیبی ها را این چنین تحلیل می کند که اولاً : افضل ابن بدر جمالی به عنوان فرمانده کل جنگ ، پس از درگذشت مخدومش المستعلی و جانشینی فرزند خردسال او الآمر باحکام الله و با توجه به نقش مهمی که در هدایت دولت فاطمی داشت و برای حفظ کیان سیاسی خود ، ناگزیر بود از همراهی سپاه در فلسطین خودداری کرده و در قاهره بماند . طبعاً عدم حضور او در صحنه کار زار ضایعه ای بزرگ تلقی می شد . خصوصاً در نبرد دوم و سوم رمله که فرماندهی با فرزندان او « شرف المعالی » و « سناء الملک » بود علاقه مندی آن دو به بقا و ادامه حیات و تأثیرپذیری نظامیان از آن دو باعث شد تا سپاه فاطمی نتواند مقاومت چندانی نماید. ثانیاً : عدم انسجام سپاه فاطمی و تنوع جنسیت آن مانند عرب ، بربر ، ارمن ، حبش و ترک که بیشتر شبیه یک نیروی جنگنده مزدور بود تا یک ارتش مقتدر منسجم ، عامل دیگری در ضعف نظامی فاطمیان بود و همان طور که ابن فرات در کتاب « تاریخ الدول و الملوک » آورده ، علت شکست افضل سپاهیان او بودند . ثالثاً : نیروی دریایی فاطمیان که از دوران « المعزالدین الله » تا عصر « المستنصربالله » قوی ترین ناوگان دریایی مدیترانه را داشت ، پس از شروع جنگ های صلیبی که مقارن با دوره جانشینان المستنصربالله و دوره ضعف فاطمیان بود ، روبه ضعف و سستی نهاده بود . رابعاً : انگیزه قوی و یک پارچه صلیبی ها در حفظ مرکزیت بیت المقدس به عنوان پایگاه دینی آن ها در شرق ، از یک سوی ، و کمک های پی در پی ناوگان دریایی جمهوری های سه گانه ایتالیا ژنوا ، پیزاو و نیز از سوی دیگر بنیه نظامی صلیبی ها را تقویت می کرد .44


ادامه نبرد
حضور فاطمیان و هواداران آن ها در منطقه وسیعی از شمال حیفا در فلسطین تا بندر لاذقیه ، بالدوین پادشاه صلیبی بیت المقدس را بر آن داشت تا به تقویت بنیه دفاعی ممالک خود بیاندیشد و این امر ، به گفته رانیسمان مستلزم تجاوز به قلمروهای دیگران بود .45 طرابلس که تحت سلطه مشروطه سلسله شیعی بنو عمار بود یکی از مهم ترین و حساس ترین پایگاه های دریایی فاطمیان محسوب می شد و صلیبی ها پس از اشغال انطاکیه و رها، در آرزوی دست یابی به آن بودند . ریمون سن ژیلی ( صنجیلی )46 امیر انطاکیه پس از آن که طرطوس، بندر دیگری از ساحل مدیترانه را در 495 ﻫ/1102 م اشغال کرد ، بر اشغال طرابلس اصرار نمود . او توانست پس از جنگ و گریزهای چند ساله و با ساخت قلعه ای47 در نزدیکی شهر طرابلس ، زمینه سقوط این شهر را فراهم کند . اگرچه او در 4 جمادی الثانی 498/28 فوریه 1105 مرد ، اما جانشینش ویلیام ژردان48 ( ویلیام سرداگنی ) محاصره شهر را با کمک حاکم بیزانسی قبرس49 کامل نمود . مردم طرابلس از افضل بن بدر یاری خواستند50 و ارتش فاطمی به قصد دفاع از آن ها روانه طرابلس شد ، اما صلیبی ها با کمک ناوگان قدرتمند دریایی ژنوا که حدود شش سال قبل و به فرماندهی دو برادر ماجراجوی دریایی در بندر لاذقیه لنگر گرفته بود ، قبل از آن که نیروی کمکی مصر به سواحل طرابلس برسد شهر را اشغال کردند .51 با اشغال طرابلس که مسلمانان و خصوصاً شامیان را اندوهگین کرد ،52 امیر نشین صلیبی طرابلس به دست کنت تولوز تأسیس شد . یکی دیگر از بنادر مهم که صلیبی ها را اشغال آن تحریک می کرد بیروت بود . صلیبی ها در مسیر حرکت بیت المقدس در سال 492ﻫ/1099 م قصد اشغال بیروت را داشتند ، اما والی شهر با ارسال هدایا و اموال بسیار مانع تعرض آن ها شد .53 در سال 495ﻫ/1102 م نیز بالدوین به رغم محاصره طولانی شهر نتوانست آن را اشغال کند ،54 ولی درسال 503ﻫ/1110م با کمک ژوسلین صاحب « تل باشر »55 حصار سختی برای بیروت فراهم کرد.
هرچند وزیر دولت فاطمی ، افضل بن بدر جمالی نیروی دریایی قدرتمندی برای مقابله با صلیبی ها فرستاد و این نیرو مقاومتی سرسخت و مورد ستایش تاریخ نگاران صلیبی56 از خود نشان داد ، اما بالدوین با کمک سپاه دریایی ژنوا و پیزاو هم چنین نیروهای مسیحی ساکن منطقه ، از جمله مارونی ها ، توانست به هدف خود دست یافته و با کشتن فرمانده نیروی دریایی دولت مصر و قتل عام سایر افراد ، بیروت را در سال 503ﻫ/1111م اشغال کند 57. بندر صیدا نیز سرنوشت مشابهی داشت ؛ در سال 501ﻫ/1107م بالدوین با کمک کشتی های جنگی ژنوایی صیدا را محاصره کرد58و ارتش مصر چنان شکستی بر سپاهیان آن تحمیل کرد که بنا به گزارش ابن فرات ، در قاهره مرکز خلافت فاطمی از خوشحالی و سرور جشنی بزرگ بر پا شد .59
صلیبی ها در اوایل سال 504ﻫ/1111م با کمک ناوگانی قوی به فرماندهی دوک ونیز60 حصار صیدا راتنگ تر کرده و به رغم مقاومت نیروهای فاطمی ، این بندر نیز پس از چهل و هفت روز در نوزدهم جمادی الاول 504ﻫ/19 اکتبر 1114 سقوط کرد .61 اینک تمامی بنادر سواحل شام و فلسطین به جز عسقلان و صور در اختیار صلیبی ها بود . بنابراین خطری جدی از یک سو دمشق و از سوی دیگر قاهره پایتخت فاطمیان را تهدید می کرد . صور یک پایگاه استراتژیک دریایی برای فاطمیان به حساب می آمد و پس از اشغال بیت المقدس و سایر نواحی جنوبی شام ، به عنوان یک خطر جدی برای صلیبی ها تلقی می شد . تاریخ نگار صلیبی معاصر و همراه جنگ اول صلیبی ، صور را پایگاه بزرگ دریایی فاطمیان و دردسر بزرگ فرنگی ها دانسته است ،62 زیرا موقعیت جغرافیایی این بندر بر اهمیت سیاسی و نظامی آن می افزود .
« آناکومنن »63 در کتاب خود « آلکسیاد » که ترجمه احوال امپراتور بیزانس الکسیوس و یکی از منابع مسیحیت شرقی درباره جنگ صلیب است ، این گونه نظر می دهد : موقعیت طبیعی بندر صور باعث شد تا این شهر سال ها در برابر صلیبی ها مقاومت کند . ویلیام صوری نیز در مورد زادگاه خود بر زیبایی و منحصر به فرد بودن طبیعتش تأکید دارد64 و وجه تمایز صور را دژ بندی و استحکامات دفاعی آن دانسته65 و می نویسد : « و کانت مدینة صور بالنسبته لامیر مصر هی المدینة الانفس و الاکثر انسجاماً بسبب میزاتها الکثیرة و دفاعاتها القویة » 66
در سال 500ﻫ/1106م امیر صلیبی به صور حمله کرد ، اما موفق به فتح آن نشد. و پس از آن و همانند روش «سن ژیل» که برای غلبه بر طرابلس در نزدیکی آن قلعه ای ساخته بود ، از نیز دژ تبنین67 را بنا کرد . در پی آن بالدوین پادشاه بیت المقدس نیز در سال 501ﻫ/1108 م قلعه ای دیگر مشرف بر صور به نام « تل المعشوقه » ساخت .68 افضل در سال 502ﻫ/1109 م ناوگان بزرگی برای نجات شهر فرستاد که به گفته ابن قلانسی : « ولم یکن خرج للمصریین فیما تقدم مثله کثرة رجال و مراکب و عدد و غلال » .69
سه سال پس از این واقعه و بعد از اشغال بندر صیدا ، صلیبی ها با کمک ناوگان دریایی بیزانس صور را محاصره کردند . والی فاطمی شهر « عزالملک انوشتکین »70 از قاهره یاری خواست ، اما افضل به علت وبای شدیدی که در مصر رواج یافته بود71 نتوانست خواسته او را اجابت نماید ؛ زیرا غالباً در طول تاریخ مصر هرگاه قحطی ، وبا ، خشکسالی و بحران های طبیعی دیگر - که کم هم نبوده - رخ می داد ، تحرکات سیاسی و نظامی مختل می شد .با همراهی طغتکین اتابک دمشق ، والی فاطمی صور توانست دشمن صلیبی را از شهر دور کند و با انعقاد پیمان دوستی دو دولت شیعی و سنی قاهره و دمشق که ناسازگاری آن ها در آغاز جنگ صلیب سلطه صلیبی ها را هموار کرده بود ، بندر حساس و استراتژیک صور بیش از یک دهه دیگر در دست مسلمین باقی ماند ، هر چند صلیبی در سال 518ﻫ/1124م و در عصر وزارت مأمون بطائحی جانشین افضل توانستند آن را بدون درگیری اشغال کنند . 72
آخرین پایگاه فاطمیان در شام
عسقلان یا عروس شام در جنوب بیت المقدس ، از زمان اشغال قدس شریف توسط صلیبی ها تهدیدی جدی علیه دولت صلیبی بیت المقدس بود . پس از مرگ « گودفروا » و جانشینی بالدوین ، صلیبی ها توجه خود را به این بندر معطوف کردند . فاطمیان نیز به عروس شام اهتمامی خاص داشتند و به گفته « دوگان » ، افضل و جانشینانش عسقلان را مرکز نظامی خود در شمال می دانستند .73 مقریزی معتقد است از نظر فاطمیان عسقلان برتر از دمشق بود74 و پس از آن که شهرهای مهم ساحل مدیترانه یکی پس از دیگری به اشغال صلیبی ها در آمد ، تقویت بنیه نظامی آن بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت . صلیبی ها از سال 504ﻫ/1111م تصمیم به اشغال عسقلان گرفتند . در این زمان حکومت شهر به دست شمس الخلافه نامی بود.75 این حاکم از آن جا که به تجارت راغب تر بود تا جنگ ،76 بیشتر به آرامش شهر فکر می کرد ، لذا به دور از چشم وزیر و خلیفه فاطمی با صلیبی ها وارد مذاکره شد . 77
تدبیر افضل بن بدر جمالی78 مانع سقوط عسقلان وخارج شدن آن از حیطه نفوذ دولت قاهره گردید . افضل به منظور انتقام از صلیبی ها یک بار در سال 506ﻫ/1113م و به هنگامی که بالدوین با «مودود» اتابک موصل درگیر بود ، از پایگاه عسقلان به بیت المقدس حمله کرد ولی ناکام ماند ، و بار دیگر در ربیع الاول 509/آگوست 1115 زمانی که پادشاه صلیبی در شمال شام با سلجوقیان می جنگید ، از عسقلان به یافا لشکر کشید ؛ در این حمله نیز اگر چه به صلیبی ها خساراتی وارد شد ، اما فاطمیان مجبور شدند به عسقلان باز گردند.79 بالدوین همان سیاست قلعه سازی و تحکیم مواضع دفاعی و نظامی را دنبال کرد . در سال 509ﻫ/1115 م . قلعه « حصن الشوبک »80 را نزدیکی عسقلان ساخت تا بتواند راه تجاری و نظامی دمشق - مصر را تهدید کند 81. در این سال ها که مصادف با دهه های آخر حکومت فاطمیان بود و بعد از قتل افضل بن بدر جمالی که قدرت فائقه اش او را به شاهنشاه ملقب کرده بود ، وزیران فاطمی قدرت گذشته را نداشتند و همین امر باعث شد تا آخرین پایگاه فاطمیان در شام یعنی عسقلان در سال 548ﻫ/1153م سقوط کند .82
اگرچه رنه گروسه معتقد است با پیروزی صلیبی ها بر عسقلان برنامه جنگ های صلیبی تکمیل شد ، اما باید گفت در نگاه صلیبی ها هنوز امنیت بیت المقدس از ناحیه مصر تهدید می شد و به همین جهت مدت کمی پس از اشغال عسقلان ، حمله به مصر آغاز شد . در فاصله سقوط عسقلان و حمله صلیبی ها به مصر ، طلائع بن رزیک وزیر فاطمی به چند اقدام نظامی علیه صلیبی ها دست زد ؛ از جمله در سال 553ﻫ/1158 م در «غزه» و «الخلیل» به صلیبی ها شبیخون زد .83 به علت حملات پی در پی او به صلیبی ها ، مقریزی به او لقب «ابوالغارات» را داده است .84 او معتقد بود غلبه بر صلیبی ها جز با اتحاد دمشق و قاهره مقدور نیست ؛ به همین علت در این زمینه با نورالدین زنکی مکاتباتی انجام داد .85 این وزیر با کفایت فاطمی که شاعری چیره دست نیز بود ، با اشعارش نورالدین زنکی و سایر امرای شام را به نبرد با صلیبی ها ترغیب کرد و حتی نورالدین سنی مذهب را به خاطر پیروزی هایش ستود86 و این نشان می دهد که نگاه دولتمردان فاطمی به جنگ صلیب بیشتر نگاهی عقیدتی بوده است تا سیاسی.
آن چه در تاریخ جنگ صلیب قابل تأمل است این است که بزرگان شیعی مذهب شام ، مصر و عراق به رغم خصومت و درگیری دیرینه میان شیعه و سنی ، در برخورد با صلیبی ها مصالح کلی مسلمین را ترجیح می دادند. این امر در اشعار ابن منیر طرابلسی شاعر شیعی کاملاً هویدا است 87. این منیر حتی زمانی که معین الدین انر88 حکمران دمشق در مصاف با نورالدین از صلیبی ها کمک می طلبد ، او را تقبیح کرده و از نورالدین متعصب ضد شیعه می خواهد با او جنگ نماید .89 هم چنین محمد بن اسعد بن علی حلبی جوانی که از علویان نسابه و از نسل امام سجاد است ،90 صلاح الدین ایوبی را به علت پیروزی و فتح بیت المقدس ستایش می کند و قصیده ای بلند در وصف قدس و صلاح الدین می سراید .91
فاطمیان در معرض تهاجم
با آزاد سازی رها به عنوان امیر نشین صلیبی توسط عمادالدین زنکی اتابک موصل - در سال 539ﻫ/1144م و ادامه جهاد ضد صلیبی از سوی فرزندش نورالدین ، توجه صلیبی ها به سمت جنوب معطوف شد . از سوی دیگر ، نورالدین برای آزاد سازی سایر شهرهای اشغال شده ، به ضرورت یک پارچگی جغرافیایی شام از دمشق تا حلب فکر می کرد . در بخش دیگر جغرافیای اسلامی یعنی مصر هم طلائع بن رزیک وزیر ضد صلیبی فاطمیان تنها راه رهایی از خطر صلیبی ها را اتحاد دمشق و قاهره می دانست و با این دیدگاه ، مکاتبات خود را با نورالدین زنکی آغاز کرد ،92 هرچند نورالدین نپذیرفت .
طلائع بن رزیک در سال 552ﻫ/1157م با دو مرحله لشکر کشی به اردن و تحمیل ضربات سنگین بر صلیبی ها، به قاهره بازگشت ،93 حملات دوباره او در سال بعد ، صلیبی ها را به تقاضای آتش بس وا داشت.94 «شاوربن مجیر سعدی » که دشمن خاندان ابن زریک بود ، وزارت مصر ار عهده دار شد و از آن جا که « امر مصر فی وزارته فی ادبار »95 ، « ضرغام بن عامر لخمی » رقیب او قدرت را به دست گرفت و شاور مجبور شد از نورالدین کمک بخواهد .96 در همین ایام ، آموری کنت یافا و عسقلان به عنوان جانشین بالدوین سوم پادشاه بیت المقدس شد و چون بیش از دیگر پادشاهان صلیبی اهمیت بازرگانی مصر را می دانست ، 97در شوال 558/سپتامبر 1163 به آن سرزمین حمله کرد ، اما مقاومت ضرغام باعث شد که او بدون دست یابی به هر نتیجه ای، بازگردد .98
اگرچه پادشاه صلیبی در این تهاجم از فاطمیان شکست خورد ، امابه نکات مهمی پی برد از جمله : نزاع و خصومت وزیران ، ضعف روحیه نظامی گری بین سپاهیان ، ثروت طبیعی مصر و امکان جذب مسیحیان قبطی در آن سرزمین . و همه آن ها از عوامل تحریک کننده آموری برای حمله مجدد به مصر بود . شاور به نورالدین قول داده بود که در صورت پشتیبانی از او ، اولاً : ثلث خراج مصر را به اتابک زنکی بدهد ؛ ثانیاً : حقوق سپاهیان نورالدین را پرداخت کند ؛ ثانیاً : حاکمیت نورالدین بر مصر را بپذیرد . 99
نورالدین زنکی که سلطه بر مصر را ضروری می دانست ، سپاهی را به فرماندهی « اسدالدین شیرکوه » عموی صلاح الدین ایوبی به مصر فرستاد و با قتل ضرغام ، مصر را در اختیار رقیبش شاور قرار داد .100 شاور از همان ابتدا پیمان خود با نورالدین و شیرکوه را نقض کرده و از دادن خراج به دولت زنکی خودداری نمود101 و با صلیبی ها وارد مذاکره شد .102 وی به صلیبی ها اطمینان داد که در صورت اعزام نیرو به مصر ، علاوه بر پرداخت بیست و هفت هزار دینار ، علوفه اسب های شهسواران مهمان نواز را تأمین خواهد کرد . صلیبی ها که به قول ابن واصل وحدت مصر و شام را برای خود خطرناک می دانستند104 ، تقاضای شاور را پذیرفتند و سپاه شیرکوه را که در « بلبیس »105 اردو زده بود محاصره کردند . این محاصره با ترک مصر از سوی دو سپاه صلیبی و شیرکوه و بدون هیچ درگیری پایان یافت .106
رانیسمان با استناد به اقوال « ویلیام صوری » ، « ابن اثیر » و « ابو شامه » در این باره چنین گفته است : « دو سپاه مسلمان و مسیحی در دو مسیر جداگانه موازی از شبه جزیره سینا گذشته و مصر را به شاور واگذار نمودند . شیرکوه آخرین فرد از سپاه خود بود که از مصر پا بیرون نهاد . آن گاه که به قصد بدرود نزد فرنگان آمده بود یکی از تازه واردان باختری از او پرسید که مگر از امکان خیانت بیمناک نیست و شیرکوه با سرفرازی پاسخ داد که در چنین صورتی سربازانش همه به کین خواهی برخواهند خاست و آن مرد فرنگی در جواب گفت حال در می یابد که چرا صلیبیان برای او این همه قدر و منزلت قائلند »107 اما اتابک زنکی و فرمانده نظامی او شیرکوه نمی توانست دل از مصر ببرد . موقعیت استراتژیکی مصر ، حاصل خیزی آن سرزمین و نگاه تعصب آمیز به شیعیان فاطمی ، به علاوه ضرورت یکپارچگی جغرافیای نیل تا فرات و لزوم گوش مالی شاور که به او خیانت کرده بود ، ذهن نورالدین را مشغول نموده بود ؛ بنابراین طبیعی بود که وی به مصر لشکرکشی کند . در حمله او در سال 563ﮪ/1167 م شاور مجدداً از آموری کمک خواست . پادشاه صلیبی بیت المقدس همه نجبا را فرا خواند و به آن ها گفت : « اگر نورالدین که بر همه سوریه اسلامی فرمانروایی می کند مصر را تصرف کند ، همه سرزمین های فرنگی از دو سو در محاصره قرار خواهند گرفت و به زودی سوریه فرنگی سقوط خواهد کرد ؛ پس باید هرچه زودتر به کمک شاور شتافت و مصر را نجات داد ». 108
سپاه آموری به سوی مصر حرکت کرد و در قاهره و در کرانه شرقی رودخانه نیل از جانب شاور مورد استقبال قرار گرفت . پیشنهاد شاور به صلیبی ها پرداخت چهارصد هزار دینار در دو قسط بود ، مشروط بر آن که وی زودتر از سپاه زنکی مصر را ترک نکند . آموری برای اطمینان خاطر از این پیمان ، « هوگ » صاحب قیساریه را نزد العاضد خلیفه خردسال فاطمی فرستاد تا رضایت او را نیز جلب کند.
رانیسمان با استناد به تاریخ نگاران پیش و معاصر جنگ ها وقایع این نبرد را شرح داده است. 109
شیرکوه نیز تن به مصالحه و آتش بس داد . تاریخ نگاران مسلمان و مسیحی معاصر جنگ ها مفاد آتش بس را با دو برداشت ارائه داده اند ؛ ابن اثیر به عنوان نماینده تاریخ نگاری مدرسه اسلامی نوشته است: در این معاهده شیرکوه باید پنجاه هزار دینار به علاوه مناطق اشغالی را بگیرد و صلیبی ها بدون هیچ عوایدی به شام بازگردند.110 ویلیام صوری تاریخ نگار مدرسه صلیبی بر بقای اسکندریه در دست آموری ، مبادله اسیران جنگی و ترک مصر توسط سپاه شیرکوه تأکید دارد .111
ابوشامه معتقد است خروج دو سپاه زنکی و صلیبی از مصر ، مبادله اسیران و عدم تعقیب آن دسته از مردم اسکندریه که صلاح الدین و عمویش را کمک کردند از سوی شاور ، از مفاد اصلی صلح نامه است .112 البته صلیبی ها به هنگام ترک مصر و بنا به تقاضای شاور ، شحنگی و نگهبانی دروازه های قاهره را در دست نیروهای خود نگه داشتند .113 به این ترتیب ، پایتخت فاطمیان تحت الحمایه صلیبی ها در آمد .
آموری بعد از بازگشت به بیت المقدس تصمیم گرفت ابتدا همراهی دولت هم کیش خود بیزانس را جلب نموده و سپس به مصر لشکرکشی کند . ازدواج سیاسی او با « ماری کومنن » - برادرزاده امپراتور بیزانس زمینه ساز این وحدت شد .114 به نظر می رسد امپراتور بیزانس در ازای مشارکت در جنگ علیه فاطمیان مصر ، علاوه بر برخورداری از غنائم جنگی ، حاکمیت بر بعضی از مناطق را مطالبه کرده است . 115
آموری که این زیاده روی امپراتور را توقع نداشت ، ویلیام صوری تاریخ نگار دربار خود را به بیزانس فرستاد تا پیمانی منطقی ببندد .116 در همین زمان که نماینده آموری در بیزانس بود ، پادشاه صلیبی با اصرار شوالیه ها به مصر حمله کرد و در طلیعه دومین ماه سال 564ﮪ/ نوامبر 1168 . « بلبیس » و سپس قاهره را محاصره کرد.117 صلیبی ها بلبیس را که در دست فرزند شاور بود سراسر به خون کشیدند .118 زمانی که قاهره در محاصره صلیبی ها بود ناگهان خبر رسید که العاضد خلیفه فاطمی که تا کنون هیچ تحرکی نشان نداده بود ، از نورالدین و شیرکوه کمک خواسته و نامه ای بدین عبارت برای او فرستاد: « و اغوثاه ! و اغوثاه ! واغوثاه ! الحق دین الاسلام ! ادرک امة محمد علیه السلام ! یا نورالدین ! یا نورالدین ! یا نورالدین ! » 119
نورالدین اهمیت مصر را درک می کرد و معتقد بود اگر دشمن بر سرزمین مصر چیره شد بر سایر سرزمین های اسلامی نیز مستولی خواهد شد ؛ لذا شیرکوه را با سپاهی بزرگ روانه مصر کرد . ورود این سپاه که به گفته مورخان مسلمان به منزله فتح جدید مصر بود120 عقب نشینی سپاه صلیبی از مصر را در پی داشت . 121
با فرمان خلیفه فاطمی ، شاور که عامل اصلی حملات دشمنان به مصر بود کشته شد122 و اسدالدین شیرکوه نیز که با لقب « الملک المنصور امیر الجیوس » جانشین او شده و لباس وزارت را پوشیده بود پس از دو ماه و اندی مرد123 و برادرزاده اش صلاح الدین وزیر فاطمیان شد .124 آموری پس از این مرحله متوجه شد که غلبه بر مصر جز با همراهی دولت بیزانس امکان پذیر نیست . دولت بیزانس هم به مصر چشم طمع داشت و بر این اساس با اعزام نیروی دریایی خود به صحنه جنگ صلیبی موافقت نمود و در اواخر سال 563ﮪ/1169 م ناوگان بزرگی را به فرماندهی کنتوس تفانوس125 روانه کرد . سپاه مشترک صلیبی - بیزانس در ابتدای سال 565ﮪ/1169 م دمیاط را محاصره کرد .126 اما پس از پنجاه روز محاصره و با دادن تلفات سنگین دست از محاصره دمیاط برداشته و به فلسطین بازگشت . ابن اثیر این واقعه را چنین ریشخندانه توصیف می کند : « خرجت النعامة تطلب قرنین رجعت بلا اُذنین ».127 با پایان جنگ و دمیاط دشمن صلیبی چشم از مصر و قلمرو فاطمیان برداشت و از این پس نقش فاطمیان در جنگ صلیبی خاتمه یافت .

 

 

 

 

پی نوشت ها :
1- تقی الدین احمد بن علی مقریزی ، السلوک لمعرفة دول الملوک ، تحقیق محمد مصطفی زیاده (قاهره، دارالکتب المصریه ، 1942-1934 م ) ج 1، ص 33.
2- از فرماندهان ترک در دولت الب ارسلان و ملکشاه بود .
3 -A History of the Crusader , Pensylvania Press, 1962, p 172 .
4- وفا جونی ، دمشق و المملکة الاتینیه فی المقدس ( بیروت ، دارالفکر ، 1417 ﮪ ) ص 51-47 و دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، ج 1 ، ص 566 .
5- محمد بن عبدالکریم شیبانی ( ابن اثیر جزری ) ، الکامل فی التاریخ ، تحقیق علی شیری ( بیروت ، داراحیاء التراث العربی ، 1408ﮪ) ج 6 ، ص 377.
6- ریموند آگیل در کتاب خود به محاصره انطاکیه توسط صلیبی ها اشاره کرده و می گوید : « در حین محاصره سفیران پادشاه مصر در انطاکیه بودند » . ولی از زمینه و علت ورود آن ها به انطاکیه سخن نمی گوید ؛ ریموند آگیل ، تاریخ الفرنجة غراة بیت المقدس ، ترجمه حسن محمد عطیه ( اسکندریه ، دارالمعرفة الجامعیة ، 1990 م ) ص 105.
7- ویلیام صوری ، تاریخ الحروب الصلیبیة ، ترجمه سهیل زکّار ( دمشق ، دارالفکر ، 1994 م ) ج 1 ، ص 298-297 .
8- رنه گروسه ، تاریخ جنگهای صلیبی ، ترجمه ولی الله شادان ( تهران ، نشر و پژوهش فرزان روز ، 1377ش) ج 1 ، ص 303.
9- استیون رانیسمان ، تاریخ جنگ های صلیبی ، ترجمه منوچهر کاشف ( چاپ سوم : تهران ، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ، 1371ش) ج1، ص303.
10- Hamilton Gibb. The Caliphate and the Arab State, 1955, Vol 1, p.98-81.
11- بلدة فی شرق طرابلس ؛ یاقوت بن عبدالله حموی ، معجم البلدان ( بیروت ، داراحیاء التراث العربی، 1399ﮪ) ج 4، ص 109.
12- ریموند آگیل ، همان ، ص 187 و ویلیام صوری ، همان ، ص 320 .
13- سعید عبدالفتاح عاشور ، شخصیة الدولة الفاطمیة فی الحرکة الصلیبیة ، المجلة التاریخیة المصریة ، قاهره ، 1969م ، ص 15-16.
14- « و در پهنای مسجد دری است مشرقی که آن را باب العین گویند که چون از این در بیرون روند و به نشیبی فرو روند آن جا چشمۀ سلوان است » ؛ ناصر خسرو ، سفرنامه ، به کوشش نادر وزین پور ( تهران ، امیرکبیر ، 1366 ش ) ص 48.
15- ویلیام صوری ، همان ، ص 415-420 .
16- استیون رانسیمان ، همان ص 386 و عارف عارف ، تاریخ القدس ( قاهره ، بی نا ، 1959 م ) ص 292 . البته ویلیام صوری به شکل مبالغه آمیز می نویسد :« حاکم فاطمی شهر اکثر ساکنان مسیحی شهر را کشت » ، که واقعیت ندارد ؛ همان ، ص428 .
17- William Embriaco .
18- Primus Embriaco .
19- صلاح الدین محمد نوار ، العدوان الصلیبی علی العالم الاسلامی ( اسکندریه ، دارالدعوة ، بی تا ) ، ص 112
20- تقی الدین احمد بن علی مقریزی ، اتعاظ الحنفاء باخبار الئمة الفاطمیین الخلفاء ، تحقیق جمال الدین الشیال و محمد حملی احمد ( قاهره ، المجلس الاعلی علی الشؤون الاسلامیة ، 1967 م ) ج3 ، ص 23 .
21- حمزة ابن اسدبن علی تمیمی ( ابن قلانسی ) ، ذیل تاریخ دمشق ، تحقیق سهیل زکّار ( دمشق ، دارحسان، 1403ﮪ ) ص136 . البته سپاه افضل بیست روز بعد از سقوط قدس رسید و مجبور شد در عسقلان بماند .
22- تاج الدین محمد بن علی بن یوسف ( ابن میّسر ) ، اخبار مصر ، تحقیق ایمن فواد سیّد ( قاهره ، المعهد العلمی القرنسی للآثار الشرقیه ، 1981 م ) ص31 ؛ ابن اثیر جزری ، همان ، ص 383-384 و مجهول المؤلف ، البستان الجامع لجمیع تواریخ اهل الزمان ، به اهتمام کلود کاهن ( پاریس ، مجلة الدراسات الشرقیة Bulletiond'e tudes orientals ، 1938 م ) ج 1 ، ص 436-437.
23- ریموند آگیل ، همان ، ص 247 ؛ فوچه چارتر ، تاریخ الحملة الی القدس ، ترجمه زیاد العسلی ( عمان ، دارالشروق للنشر و التوزیع ، 1990 م ) ص 75 ؛ویلیام صوری ، همان ، ص 436-437 .
24- استیون رانیسمان ، همان ، ص 376-377 .
25- ابو محمد مرتضی عبدالسلام بن حسن فهری قیسرانی ( ابن طویر ) ، نزهة المقلتین فی اخبار الدولتین ، تحقیق ایمن فواد سید و فرانس شتایز ( اشتوتگارت ، النشرات الاسلامیة ، 1992 م ) ص 3 ؛ خطط مقریزی ، ج 1 ، ص 443؛ ابوالمحاسن یوسف بن تغری بردی ، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهره ( قاهره ، دراالکتب المصریه ، 1375 ﮪ) ج 5 ، ص 145 ؛ ویلیام صوری ، همان ، ص 457 .
26- منطقه ای در شمال عسقلان .
27- ابن اثیر جزری ، همان ، ص 470 ؛ ابن میّسر همان ، ص 39 ؛ ابن طویر ، همان .
28- ابن میّسر ، همان ؛ ابن قلانسی ، همان ، ص 137 ؛ فوچه چارتر ، همان ، ص 78 .
29- مانند ابن فرات که در کتاب تاریخ الدول و الملوک ( ج 2 ، ق 2 ، ورق 50) می نویسد : « فخذل الافضل من جهة عسکره ، و علم ان السبب فی ذلک من جنده » ؛ نقل از : صلاح الدین محمد نوار ، همان ، ص150.؛ خطط مقریزی ، ج 1 ، ص 443 .
Oman , Charle. A History of Art of War in the middle Ages,London,1924,Vol I,P.2
Michaud (J.F).history of the crusade,London, 1952,vol.1,P.242.
30- وفیات الاعیان ، ج3 ، ص418 (در شرح حال عادل بن سلّار )
31- امارات الجلیل یا ماوراء رود اردن ؛ Trans Jordan
32- صلاح الدین محمد نوار ، همان ، ص 167.
33- فاید حماد محمد عاشور ، جهاد مسلمانان در جنگ های صلیبی ، ترجمه عباس عرب ( تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، 1373 ش ) ص 155.
34- ابوالمحاسن یوسف بن تغری بردی ، همان ، ص 167 و ابن قلانسی ، همان ، ص 225-224 .45. ابن قلانسی ، همان ، ص 227؛ تقی الدین احمد بن علی مقریزی ، همان ، ص 26؛ ابن میّسر ، همان ، ص 40 ؛ البستان الجامع لجمیع تواریخ اهل الزمان ، ( مجهول المؤلف )، ص 115 ، عظیمی ، تاریخ حلب ، ص 360 .
35- یا ابلین ( Ibelin ) در جنوب غربی رمله .
36- فاید حماد محمد عاشور ، همان ، ص 165-166 .
37- ابن میّسر ، همان ، ص 40 ؛ وفیات الاعیان ، ج 2 ، ص 450 .
38- ابن قلانسی ، همان ، ص 229.
39- ابن اثیر جزری ، همان ، ص 422 و ویلیام صوری ، همان ، ص 502-503 .
40- ابن اثیر جزری ، همان ، ص 427 و ابن میسّر ، همان ، ص 41 .
41- ابن قلانسی ، همان ، ص 240 - 241 .
42- تقی الدین احمد بن علی مقریزی ، همان ، ص 35 .
43- رنه گروسه ، همان ، ص 69 - 70 .
44- صلاح الدین محمد نوار ، همان ، ص 150 .
45- استیون رانسیمان ، همان ، ص 8 .
46- Raymond de Gille .
47- این قلعه که معروف به قلعه « سن ژیل » است و ویلیام صوری آن را « کوه حاجیان » - Mons Pelegrinus - نامیده ، با مساعدت امپراتور بیزانس الکسیوس کومنن که از حاکم بیزانسی قبرس خواسته بود سن ژیل را کمک کند ، ساخته شد . صلاح الدین محمد نوار ، همان ، ص 260 .
48- William Jordon .
49- نام او « ایماتوس فیلوکاس » - Eumathius Philocates - است .
50- ابن اثیر جزری ، همان ، 487 ؛ عمادالدین اسماعیل بن علی بن محمود ( ابوالفداء ) ، المختصر فی اخبار البشر ، تحقیق محمود ایوب ( بیروت ، دارالکتب العلمیه ، 1997 م ) ج 2 ، ص 223 ؛ تقی الدین احمد بن علی مقریزی ، همان ، ص 42 .
51- ابن اثیر جزری ، همان ، ص 500 ؛ البستان الجامع لجمیع تواریخ اهل الزمان ( مجهول المؤلف ) ، ص 116 . در مورد تسخیر طرابلس ، در منابع تاریخی میان سال 502 و 503 اختلاف است .
52- ابن الفرات در « تاریخ الدول و الملوک » می نویسد : « فحزن الناس علی اهلها و بکوالمصابها ... و فزع اهل الشام قاطبة ... » نقل از : صلاح الدین محمد نوار ، همان ، ص 283 .
53- جورجی ینی ، تاریخ سوریا ( بیروت ، بی نا ، 1881 م ) ص 437 .
54- ابن اثیر جزری ، همان ، ص 422 .
55- Turbessel : قلعه ای که تابع شهر رها ( ادسا ) بود و الان تابع منطقه جبل سمعان در استان حلب سوریه است .
56- ویلیام صوری ، همان ، ص 540 .
57- همان ؛ البستان الجامع لجمیع تواریخ اهل الزمان ( مجهول المؤلف ) ، ص 116 ؛ ابن قلانسی ، همان ، ص 269 ؛ تقی الدین احمدبن علی مقریزی ، همان ، ص 45 ؛ جورجی ینی ، همان ، ص 438؛ صلاح الدین محمد نوار ، همان ، ص 284 - 288 .
58- تقی الدین احمد بن علی مقریزی ، همان ، ص 43 ؛ ابن قلانسی ، همان ، ص 260 .
59- صلاح الدین محمد نوار ، ص 290 .
60- نام او Ordelafo Valerii بود .
61- ابن قلانسی ، همان ، ص 247 ؛ ابن اثیر جزری ، همان، ص 505 ؛ ویلیام صوری ، همان ، ص 540-543 و البستان الجامع لجمیع تواریخ اهل الزمان ( مجهول المؤلف ) ، ص 117 .
62- فوچه چارتر ، همان ، ص 236-237 .
63- Anna Comena دختر امپراتور بیزانس .
64- ویلیام صوری ، همان ، ج 2 ، ص 617
65- همان ، ص 614 .
66- همان ، ص 612 .
67- Toron : دژ تبنین ( تورون ) در نزدیکی صور و یکی از پایگاه های مهم نظامی صلیبی ها در سال های بعد بوده است .
68- ابن میّسر ، همان ، ص 42 ؛ ابن قلانسی ، همان ، ص 255 .
69- ابن قلانسی ، همان ، ص 263 .
70- او عموی مامون بطائحی بود که پس از افضل به مقام وزارت رسید ؛ البستان الجامع لجمیع تواریخ اهل الزمان ( مجهول المؤلف ) ، ص 119 .
71- ابن قلانسی ، همان ، ص 289.
72- البستان الجامع لجمیع تواریخ اهل الزمان ( مجهول المؤلف ) ، همان ، ابن قلانسی ، همان ، ص 336-338 و فوچه چارتر ، همان ، ص 216 .
73- Duggan (A) , The Story of the Crusades, London, 1963, P.34 .
74- خطط مقریزی ، ج 2 ، ص 44 .
75- تقی الدین احمدبن علی مقریزی ، همان ، ص 50.
76- ابن قلانسی ، همان ، ص 275.
77- همان ، ص 275-276 ؛ ابن اثیر جزری ، همان ، ص 504 .
78- افضل با تدبیر و کیاست خود اهالی عسقلان را علیه شمس الخلافه شوراند و با این کار زمینه قتل او را فراهم و جانشین او را تعیین کرد ؛ ابن قلانسی ، همان ، ابن اثیر جزری ، همان ، تقی الدین احمد بن علی مقریزی ، همان ، ص 50-51 .
79- صلاح الدین محمد نوار ، همان ، ص 328-329 .
80- Mont Royal ( Montreal )
81- صلاح الدین محمد نوار ، همان ، ص 332 .
82- ویلیام صوری ، همان ، ص 813 ؛ ابوبکر عبدالله بن ایبک ( ابن ایبک دواداری ) ، کنزالدرر و جامع الغرر ( قاهره ، المعهد الالمانی للآثار ، 1961 م ) ج 6 ، صص562 ؛ البستان الجامع لجمیع تواریخ اهل الزمان ( مجهول المؤلف ) ص 130 .
83- فرهاد دفتری ، تاریخ و عقایداسماعیلیه ، ترجمه فریدون بدره ای ( تهران ، نشر و پژوهش فرزان روز ، 1375 ش ) ص 309 .
84- تقی الدین احمدبن علی مقریزی ، همان ، ص 215 .
85- همان ، ص 234 ؛ عبدالرحمن بن اسماعیل ابوشامه ، الروضتین فی اخبار الدولتین النوریة و الصلاحیه ، تحقیق محمد حلمی محمد محمد ( قاهره ، لجنة التألیف و الترجمه و النشر ، 1956 م ) . ج1، ص 303 .
86- طلائع بن زریک ، دیوان ، گردآوری الامینی ( نجف اشرف ، المکتبة الاهلیة ، 1383 ﮪ ) ص 63-140، ر.ک : عبدالرحمن بن اسماعیل ابو شامه ، همان
87- ابن منیر طرابلسی ، دیوان ، به اهتمام عمر عبدالسلام تدمری ( بیروت ، دارالجیل ، 1986 م ) ص 96 ، 191 ، 199 و ....
88- معین الدین اُنربن عبدالله از غلامان طغتکین مؤسس سلسله بوریان بود که در سال های 497 - 549 در دمشق حکومت کردند .
89- عبدالرحمن بن اسماعیل ابوشامه ، همان ، ص 190 .
90- او در سال 492 هجری در موصل به دنیا آمد . شرح حال مختصر او در کتاب مهاجران آل ابوطالب (ص585) آمده است .
91- عبدالرحمن بن اسماعیل ابو شامه ، همان ، ج 2 ، ص 105 .
92- همان ، ج 1 ، ص 303 ؛ تقی الدین احمد بن علی مقریزی ، همان ، ص 234 .
93- تقی الدین احمد بن علی مقریزی ، همان ، ص 230 .
94- همان ، ص 236 .
95- ابوالمحاسن یوسف بن تغری بردی ، همان ، ص 346 .
96- همان .
97- وفاجونی ، همان ، ص 277 .
98- تقی الدین احمد بن علی مقریزی ، همان ، ص 262 ؛ ویلیام صوری ، همان ، ص 885 .
99- ابوالمحاسن یوسف بن تغری بردی ، همان ، ص 338 و 346 .
100- البستان الجامع لجمیع توارخ اهل الزمان ( مجهول المؤلف ) ، ص 134 ؛ ابن اثیر جزری ، همان، ج 7 ، ص 172-173 ؛ ذهبی ، دول الاسلام ، ص 291-292 ؛ عبدالرحمن بن اسماعیل ابو شامه ، همان ، ص 6.
101- ابوالمحاسن یوسف بن تغری بردی ، همان ، ص 345 .
102- یوسف حسن درویش غوانمه ، امارة الکرک الایوبیه ( عمان ، دارالفکر ، 1402 ﮪ ) ص 86 .
103- محمد سهیل طقوش ، تاریخ الزنکیین فی بلاد الشام و اقلیم الجزیرة ( بیروت ، دارالنفائس ، 1988، 1999 م ) ص 330
104- جمال الدین محمد بن سالم ( ابن واصل ) ، مفرج الکروب فی اخبار بنی ایوب ، تحقیق جمال الدین الشّیال ( قاهره ، جامعة فؤاد الاول ، داراحیاء التراث القدیم ، 1953 ، 1957 م ) ، ج 1 ، ص 139 .
105- بلبیس : مدینة بینها و بین فسطاط مصر عشره فراسخ علی طریق الشام ؛ یاقوت بن عبدالله حموی ، همان ، ج 1 ، ص 479 .
106- جمال الدین محمد بن سالم ( ابن واصل ، همان ، ص 140 ؛ خطط مقریزی ، همان ، ص 47-50؛ البستان الجامع لجمیع تواریخ اهل الزمان ( مجهول المؤلف ) ، ص 135 ، عبدالرحمن بن اسماعیل ابوشامه ، همان ، ج 1 ، ص 331-337 ؛ عماد الدین اسماعیل بن علی بن محمود ( ابوالفداء ) ، همان ، ج3 ، ص 43 ، ابن ایبک دواداری ، همان ، ج7 ، ص 27 ؛ تقی الدین احمد بن علی مقریزی ، همان ، ص 264-278 و ابوالمحاسن یوسف بن تغری بردی ، همان ، ص 238 .
107- استیون رانیسمان ، همان ، ص 429
108- رنه گروسه همان ، ص 198 .
109- ر.ک: تاریخ جنگهای صلیبی، ج1 ، ص 434-436 .
110- ابن اثیر جزری ، الکامل فی التاریخ ، ج 7 ، ص 190 .
111- ویلیام صوری ، همان ، ص 919-920 .
112- عبدالرحمن بن اسماعیل ابوشامه ، همان ، ص 428 .
113- عبدالرحمن بن اسماعیل ابوشامه ، همان ص 366 ؛ ابن واصل ، همان ، ص 152 ؛ تقی الدین احمد بن علی مقریزی ، همان ، ص 278 و ابوالمحاسن یوسف بن تغری بردی ، همان ، ص 350 .
114- ویلیام صوری ، همان ، ص 923 ؛ استیون رانسیمان ، همان ، ص 442 ؛ رنه گروسه ، همان ، ص 202 .
115- ویلیام صوری ، همان ، ص 926-927 .
116- همان ، ص 927 .
117- الجامع البستان لجمیع تواریخ اهل الزمان ( مجهول المؤلف ) ، ص 138 ؛ ابن سباط مغربی ، صدق الاخبار ( تاریخ ابن سباط ) ، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری ( طرابلس ، گروس پرس ، 1413 ﻫ ) ج 1 ، ص120 ؛ رنه گروسه ، همان ، ص 404-405 و هانس ابرهارد مایر ، جنگ های صلیبی ، ترجمه عبدالحسن شاهکار ( شیراز ، انتشارات دانشگاه شیراز ، 1371 ش ) ص 147 .
118- استیون رانسیمان ، همان ، ص 443 .
119- ابن ایبک دواداری ، همان ، ج 7 ، ص 30 ؛ وی تأکید می کند که بر این عبارت چیزی نیفزوده و آن چه را نقل کرده عیناً از نامه خلیفه است .
120- همان والنوادر السلطانیه ، ص 209 .
121- استیون رانسیمان ، همان ، ص 445 .
122- فتح بن علی بنداری ، همان ، ص 78 ؛ عبدالرحمن بن اسماعیل ابوشامه ، همان ، ص 436 و ابن اثیر جزری ، الکامل فی التاریخ ، ج 7 ، ص 199 .
123- رانسیمان در مورد شیرکوه می نویسد : « نام این مرد در تاریخ تحت الشعاع آوازه خداوندش نورالدین و برادرزاده اش صلاح الدین قرار گرفته است ؛ و حال آنکه در جمع تمام رهبران عالم اسلام فقط او بود که به فراست دریافت که به قصد باز پس گرفتن فلسطین ، نخستین قدم را باید در کنار تسخیر مصر برداشت ، که موقعیت نظامی کم نظیر و منابع فراوان داشت و به رغم تردیدهای نورالدین خود هرگز از پا ننشست تا بدین آرزو تحقق بخشید . ثمره تلاش های پی گیری او را برادرزاده اش صلاح الدین چید »؛ همان ، ص 446 .
124- البستان الجامع لجمیع تواریخ اهل الزمان ( مجهول المؤلف ) ، ص 138 ؛ فتح بن علی بنداری ، همان ، ص 79-81 ؛ ابن واصل ، همان ، ص 162 و تقی الدین احمد بن علی مقریزی ، همان ، ص 308 .
125- Kontos tephanos .
126- یکی از بنادر مصر در مصب رودخانه نیل .
127- البستان الجامع لجمیع تواریخ اهل الزمان ( مجهول المؤلف ) ، همان ، ابن سباط مغربی ، همان ، ص 126 ؛ ذهبی ، همان ، ص 294-295 ؛ النوادر السلطانیة ، ص 33 ؛ فتح بن علی بنداری ، همان ، ص 87؛ عبدالرحمن بن اسماعیل ابو شامه ، همان ، ص 456-457 ؛ ابن واصل ، همان ، ص 179-183 ؛ ابن اثیر جزری ، التاریخ الباهر فی الدولة الاتابکیة ، ص 143-144 و ویلیام صوری، همان ، ص 941-942 .
128- ابن اثیر جزری ، الکامل فی التاریخ ، ج 7 ، ص 207 و التاریخ الباهر فی الدولة الاتابکیة ، ص 144 .