تهاجم تاريخي مسيحيان غربي به حوزه شرقي درياي مديترانه و جغرافياي آسياي صغير تا شام و مصر در قرن يازده ميلادي /پنچ هجري كه در تاريخ اسلام و مسيحيت به جنگ يا حمله صليبي معروف است،1 نقطه عطفي در نگرش مسيحيان به اسلام و جامعه اسلامي بود. اين حادثه در حالي كه براي مسلمانان خسارات زيادي داشت و به تعبير برنارد لويس2 «عظيم ترين و ماندگارترين خسارت بر جهان اسلام بود3» براي اروپاييان دستاورد هاي فراواني برجاي گذاشت. يكي از آنها تأسيس رسمي مدرسه استشراق بود.
در اين مدرسه دايره ودامنه آگاهي اروپاييان از اسلام و مسلمانان وسعت يافت. عصر جنگ هاي صليبي عصر گسترش و افزايش داده ها نسبت به مسلمين بود. هرچند اين آگاهي ها و ستانده ها بنياني غير علمي داشت.
دوره جنگ هاي صليبي دوران شناخت مسيحيان صليبي از شيعيان اسماعيليه اعم از فاطميان مستعلوي مصر و نزاريان شام بود. درهمين دوران است كه اتهامات آنها به اسماعيليان چه در عرصه منازعات نظامي درصحنه نبرد و چه در حوزه عقيده شناسي بر اوراق تاريخ نقش مي بندد.
نخستين اتهام صليبي ها به اسماعيليان، همراهي و همكاري فاطميان مصر با مهاجمان صليبي عليه ساير دولت هاي مسلمان است.
ريمون آگيل4 كه از مردان كليسا و گزارشگران جنگ اول صليبي است درتاريخ خود به نام5Histori qui ceperunt the rusalem faran corum اشاره مي كند به هنگام محاصره انطاكيه توسط صليبي ها، سفيران پادشاه مصر به نزد آنها آمده و تقاضاي همكاري و همراهي داشته اند6. همين مورخ در جاي ديگر از سفارت دوم دولت فاطمي مصر در منطقه عرقه و در تاريخ 20 جمادي الاول492ﻫ. / 10 آوريل 1099 به نزد صليبي ها- با همان هدف نخستين - سخن گفته است7.
ويليام صوري8 ازمسيحيان ساكن فلسطين كه دردربارآموري (عموري9) پادشاه صليبي بيت المقدس بود درتاريخش به نام
10 sea Beyond of the A History of deeds done
همين نظر را عيناً نقل مي كند11. اين در حالي است كه تقاضاي همكاري دولت فاطمي مصر با صليبي ها كه به تعبير مورخ مسلمان ابن اثير جزري به امضاي پيمان منجر شد12 در هيچ يك از منابع لاتيني و صليبي معاصر حمله از جمله فوچيه چارتري13 از حاضران در مجمع كلرمون14 فرانسه جايي كه پاپ اوربان دوم15 نطق آتشين خود را در تحريك مسيحيان صليبي قرائت كردواز شاهدان جنگ اول صليبي اشاره نشده است16. مورخان اروپايي معاصر مانندرنه گروسه، رانسيمان و گيپ همچون مورخان صليبي در دام اين اتهام افتاده وآن را بر قلم جاري كرده اند17 در حالي كه فاطميان اسماعيلي مذهب جز مقاومت در برابر صليبي ها نقشي براي خود قائل نشدند.
پس از محاصره بيت المقدس توسط صليبي ها، افتخارالدوله حاكم فاطمي شهر سياست خود را تقويت كرد و دستور داد به منظور تشديد فشار عليه صليبي ها، آب چاهها و چشمه ها را سم آلود كنند. و به قول ويليام صوري اين سياست به منزله ايجاد مانع بزرگي در مقابل صليبي ها بود18.
محاصره صليبي ها و مقاومت مسلمانان در درون شهر روزبه روز تشديد مي شد. در اين هنگام تعدادي كشتي جنگي از ژنوا به فرماندهي دو برادر ماجراجو به نام هاي «ويليام اميرياچو19» و «پريموس امبرياچو20» به بندر «يافا» رسيد و آنجا را اشغال كرد21 ودر مقابل در تاريخ شعبان 492 ﻫ/ 1099م افضل بن بدر جمالي با سپاهي بزرگ از مصر بيرون آمد تا محاصره قدس را بشكند22، به قول ابن قلانسي «و انتهت اليهم خروج الافضل من مصر في العساكر الدثرة لجهادهم23». افضل بن بدرجمالي كه با سپاه مجهز فاطمي درعسقلان خيمه زد24 با حمله سپاه صليبي درسه گروه متشكل و مستقل درنوزدهم رمضان 492 ﻫ/ دوازدهم اگوست 1099م منهزم شد25 و پس از اين شكست به مصر بازگشت26.
فاطميان اسماعيلي مذهب از همان سال هاي اوليه تا بيش از نيم قرن بعد يعني سال 548 ﻫ. /1153م كه عسقلان آخرين پايگاه خودرا در برابر صليبي ها از دست دادند27، يكسره در برابر آنها مقاومت و جهاد مي كردند.
البته آن دسته از اسماعيليان منشعب شده از دولت فاطمي مصر كه به نزاريان شهره اند در سرزمين پهناور شامات و دربرابر صليبي ها موضعي دوگانه داشتند. گاهي همراه آنها زمينه ساز تضعيف جناح دولت هاي مسلمان در منطقه شده و گاهي هم با تمام توان عليه صلييب ها مي جنگيدند. بنابراين در مورد نزاريان شام هم نمي توان همچون ابن تيميه نظر كلي ارائه داد و چنين گفت: «برما آشكار شده كه نوار ساحلي شام را مسيحيان با كمك آنها تصرف كردند، چرا كه آنها هميشه جانب دشمنان اسلام را مي گرفتند28» دو نمودار ذيل بخشي از مناسبات اسماعيليان نزاري شان را با ساير اميران و دولت هاي مسلمان و نيز صليبي ها نشان مي دهد.
جدول مناسبات نزاريان و مسلمانان
موضوع | علت | توضيح |
1- قتل جناح الدوله حاكم حمص بدست نزاريان 2- قتل خلف بن ملاعب صاحب قلعه افاميا 3- قتل مودود اتابك موصل
4- قتل رهبران نزاريان بدست الب ارسلان فرزند رضوان
5- قتل احمد يل فرمانرواي كرد مراغه 6- قتل ابن بديع رئيس شهر حلب 7- تسلط نزاريان بر قلعه بانياس
8- ترور تاج الملوك بوري فرزند طغتكين بدست نزاريان
9- قتل آق سنقر برسقي حاكم موصل 10- ترور صلاح الدين در570 ﻫ. 11- ترور صلاح الدين در 571 ﻫ.
12- ترور وزير اتابكان زنگي در حلب 13- حمله اتابكان به نزاريان
14- محاصره مصياف پايگاه اسماعيليان بدست صلاح الدين 15 همراهي نزاريان و ايوبيان در قلعه خوابي
16- تقويت روابط نزاري- مملوكي در عصر بيبرس
17- ار سال خراج نزاري به دولت مملوكي
18- توطئه همدستي نزاريان با صليبي ها عليه مماليك
19- آزاد سازي قلاع نزاريان توسط مماليك | 2- تقاضاي رضوان بن تتش حاكم سلجوقي حلب از آنها نياز نزاريان به استحكامات مهم مانند افاميا وفاداري مودود به سلاجقه و دشمني با نزاريان دشمني الب ارسلان با آنها (برخلاف پدر) همراهي او با سلاجقه عليه نزاريان اوعامل كشتار نزاريان در سال 507 ﻫ.. بود. تقديرطغتكين حاكم دمشق به علت حمايت آنها از او عليه صليبي ها
خصومت شديد نسبت به نزاريان
ضديت او با نزاريان
روستاي حجيره نزديك حلب پايگاه نزاريان بود.
سوق الجيشي بودن مصياف
محاصره قلعه بدست صليبی ها
قدرت مماليك و تقاضاي نزاريان
قدرت مماليك و تقاضاي نزاريان
| جناح الدوله به ضديت با صليبي ها مشهور بود. بعد ازمدت كوتاهي صليبي ها آن را اشغال كردند خرسندي صليبي ها
پس از واقعه، نزاريان به خارج از حلب مهاجرت كردند.
قتل در جامع موصل نهايتاً صلاح الدين با آنها مصالحه كرد نهايتاً صلاح الدين با آنها مصالحه كرد
بازگشت بي نتيجه صلاح الدين
عدم پيروزي صليبي ها
محاصره قلعه حصن الاكراد بدست مماليك پايان قدرت نزاريان در شام در 671 ق |
جدول مناسبات نزاريان و صليبي ها
موضوع | علت | توضيح |
•1- حمله صليبي ها به دمشق حمايت نزاريان •2- آزاد سازي حصن الخربه از دست صليبي ها •3- فتح قلعه مصياف توسط نزاريان •4- همراهي با صليبي ها عليه نورالدين محمود زنگي •5- ترور حاكم صليبي طرابلس •6- جنگ با صليبي ها در 546ق •7- جنگ با صليبي ها در552 ق •8- جنگ با صليبي هادر 559 ق •9- ترور پادشاه صليبي اورشليم 10 - معاهدات دوستي سنان رهبر نزاريان با پادشاه بيت المقدس 11- ترور ريمون پسر حاكم انطاكيه 12- محاصره قلعه خوابي پايگاه نزاريان بدست صليبي ها 13- باج دهي نزاريان به شهسواران 14- لغو باج دهي مذكور توسط لوئي نهم پادشاه فرانسه 15- قتل فليپ مونتفورتي از نجباي صليبي بدست نزاريان درصور 16- همدستي نزاريان با بوهيموند صاحب طرابلس
| اهميت بانياس براي صليبي ها
اهميت منطقه
اهميت قلعه
تسلط بر منطقه سوق الجيشي رانّب
تسلط بر قلعه مينقه تسلط بر قلعه حصن الشرقي حمايت از قلعه شيزر
قدرت فوق العاده شهسواران هدف لوئي نهم تحكيم روابط با نزاريان بود براي حمله به مصر سپاسگزاري پادشاه مملوكي
تشكيل جبهه ضد مملوكي
|
بزرگترين پايگاه نزاري بود.
شكست جبهه صليبي - نزاري
اين قتل و ترور درشهرصور بود.
ايوبيان همراه نزاريان شدند.
پس از اين واقعه مماليك بر نزاريان سخت گرفتند. |
اين مناسبات دوگانه است كه نگاه مورخان صليبي و مسيحي و نيز نگرش مورخان مسلمان به اسماعليان خصوصاً شاخه نزاري آن را درتاريخ شكل داده است.
ريموند آگيل - مورخ جنگ اول - به آنها اتهام پرستش علي (ع) را زده29 و پاپ گريگوري نهم30 در نامه خود به اسقفان صور، صيدا و بيروت كه بر لزوم قطع رابطه شهسواران با نزاريان شام تأكيد دارد آنها را ضد خدا و مسيحيان دانسته است31. ژوئنويل32 سفرنامه نويس لوئي نهم33 پادشاه فرانسه تحت تاثير يك راهب شرقي به نام ايوبرتوني34 كه آشنا به زبان عربي بوده و از نزديك نزاريان را ديده مي نويسد:
« لا يعتقد البدو بمحمد ولكنهم يعلمون شريعة عليّ ابن عمه و بهذا أيضاً يؤمن شيخ الجبل زعيم طائفة الحشاشين، و عقيدتهم أن الشخص إذمات في سبيل سيده أو لأی سبب كريم آخر حلت روحه في جسد شخص آخر و هي أكثر راحة و اطمئناناً، و هذا هو السبب الذي من أجله لا يعباً الحشاشون بموتهم إذا لاقوا مصرعهم حين ينفّذون أوامر شيخ الجبل35» او در همين گزارش آنها را بي دين و كافر قلمداد مي كند.
بنيامين تودلائي36 خاخام يهودي اسپانيانيولي كه در فاصله 1166-1171م/562-567 ﻫ.. در شامات بوده و به گفته پژوهشگر معاصر ايراني به احتمال زياد نخستين اروپائيست كه درباره نزاريان نوشته37 در سفرنامه اش از آنها با تعبير حشيشين- به عنوان فرقه اي از زنديق ها- يادكرده است38. اين واژه و تعبير كه به قول ويليام صوري نه مسيحيان ونه مسلمانان نمي دانند ريشه آن كجاست،39 نكته اصلي ارزيابي صليبي ها و مسيحيان از نزاريان است. ويليام حتي رهبري نزاريان شام در آن زمان يعني راشد الدين سنان را مسيحي شده مي پندارد40. بورخارد اشتراسبورگي41 فرستاده فردريك بارباروس42 به نزد صلاح الدين ايوبي كه در سال 571 ﻫ. / 1175م به شام آمده آنها را اين گونه توصيف مي كند:
«دراطراف كوهستان هاي دمشق»، انطاكيه و حلب نژادي از مسلمانان زندگي مي كنند كه در زبان خودشان «هيسِسيني» و به زبان لاتيني «سنيور دومونتانا» به معني رؤساي كوهستان ناميده مي شوند. اين مردمان زندگي بدون قانون دارند، گوشت خوك مي خورند كه خلاف دستور دين اسلام است، با كليه زنان نزديكي مي كنند حتّي با مادران و خواهران خويش؛ آنان در كوههايي حصين و نسبتاً غير قابل دسترس زندگي مي كنند؛ قلاع مستحكم و نفوذ ناپذير آنان غير قابل تصرف است. از آن رو كه زمين هاي شان چندان حاصل خيز نيست از طريق نگهداري احشام امرارمعاش مي كنند. كليه شاهزاده ها و حكام و امراي مسلمان منطقه چه نزديك و چه دور و نيز كليه اميران مسيحي نواحي اطراف اين كوهستان ها به شدت مرعوب رئيس اين قوم اند و در نهايت ترس و اضطراب از او بسر مي بردند. زيرا وي قدرت كشتن آنها را به طرق عجيب و غريبي داراست43.»
يعقوب ويتري44 اسقف عكا و تبليغ كننده مسيحيت در شرق مديترانه نزاريان را اعقاب يهوديان دانسته45 ودر مورد واژه كليدي حشاشين براين نظر است كه اينها از همان اسينيينEssences)) هستند كه در قرن دوم قبل از ميلاد در فلسطين ظاهر شدند. او معتقد است حشاشين با بكارگيري حروف عبري و كلداني به عنوان رموز مقاصد خود را بيان مي كنند46.
آنچه مسلم است اسماعيليان نزاري شام كه مورد مشاهده صليبي ها در شام قرار گرفتند با توجه به رفتار سياسي و نظامي خاصشان به عنوان يك جريان تندرو كه همانند فرقه هاي تند اروپايي و فراماسونها كه قتل شاهان را توصيه مي كردند ارزيابي شده واين نگاه به فرقه اسماعيليه و حتي شيعه تعميم داده شد. در ميان خاورشناسان معاصر اروپايي بيش از همه هامر پورگشتال47 از اين برداشت تاثير پذيرفته و نوشته او در مورد اسماعيليان نزاري و به تعبير او حشاشين يكصدو پنجاه سال مرجع اروپاييان قرارگرفته است48.
به نظر مي رسد در ميان خاور شناسان معاصر، برنارد لويس بيش از هر مستشرق ديگري تحت تاثير نگرش تاريخي به اسماعيليان نزاري نگاه خود به اسلام و مسلمين را شكل داده و با تاليف كتاب "The Assassin: A Radical Sect in Islam " كه از نخستين تأليفات مهم اوست، آدم كشي و شاه كشي در تاريخ اسلام را امري متداول دانسته49 و معتقد است اسلام اساساً ديني با صبغه نظامي و جهاديست. او معتقد است از منظر فقهي و حقوقي «جهان اسلام به دو بخش تقسيم مي شود: «دارالاسلام» جايي كه مسلمانان بر آن حاكم اند و قانون اسلام حكم فرماست؛ و «دار الحرب»كه بقيه جهان را در برمي گيرد. ميان اين دو بخش، تا هنگام پيروزي نهايي و حتمي اسلام بر كفر،الزام ااخلاقي و تكليف شرعي و ديني براي وضعيت جنگ وجود دارد.50» در موضع ديگري هم تأكيد كرده كه تصور مي شود كه اسلام از همان آغاز يك دين جنگ طلب و در واقع ديني نظامي بوده و پيروان آن جنگ جوياني متعصب اند كه با تكيه بر نيروي نظامي درصدد ترويج آيين وشريعت خويش هستند.51»
به قول ادوارد سعيد او سعي دارد اسلام را يك ايدئولوژي ضد سامي و زبان عربي را يك ايدئولوژي خطرناك معرفي كند52. اگر چه در آثار جديد تر و متأخر خود اين نكته را بيان مي كند كه هدف اصلي فاتحان اسلام بر تحميل قهر آميز دين اسلام نبوده53، اما در همين آثار و تأليفات جديد خود مي پذيرد والقا مي كند كه دو جريان متوازي «تسخير»و « مستعمره سازي» گسترش اسلام را امكان پذير ساخت. به عبارت ديگر تحول بزرگ (پيشرفت اسلام) عمدتاً در فرايند موازي «استعمار» و «همسان سازي» تحقق پذيرفت54.
بدون شك برنارد لويس با همان برداشت مصداقي از تاريخ - عملكرد اسماعيليان نزاري - و فتوح اوليه مسلمين در صدر اسلام به اين باور رسيد كه اسلام هميشه تهديد جدي غرب و ميراث يهودي - مسيحي است55. با استناد آياتي از قرآن: اسراء/ 11، نساء/171، آل عمران/17-18 و نيز سوره توحيد به اين باور رسيد كه تهديد مسيحيان و يهوديان از سوي اسلام جاودانه است56.
وي حتي تسامح و تساهل اسلام و مسلمين نسبت به پيروان سايرفرق را انكار مي كند. زماني كه در سال 1523 م يهوديان اسپانيا و پرتغال به دستور حكام مسيحي اخراج شد.، يك مورخ يهودي وقايع آن دوران را اين گونه شرح مي دهد: «وقتي سلطان بايزيد، پادشاه تركيه، از بلاياي كه پادشاه اسپانيا به سر يهوديان آورد بود مطلع شد، و شنيد كه آنها به دنبال پناهگاهي مي گردند، به حال آنها رحم آورد. از اين رو به وسيلة قاصدان به تمام نقاط قلمرو خود به موجب بيانه اي كتبي دستور داد كه هيچ يك از حكام شهرها اجازه ندارند كه از پذيرفتن يهوديان سرباز زنند، يا آنها را اخراج كنند، بلكه بايد از آنها استقبال كنند. از اين رو كليه مردم در تمام نقاط مملكت از يهوديان استقبال كرده ، شب وروز از آنها حمايت كردند. هيچ گونه بدرفتاري با آنها نشد يا صدمه اي به آنان وارد نيامد. هزاران هزار نفر از كساني كه از اسپانيا بيرون رانده شده بودند به تركيه آمدند، و مملكت مملو از يهوديان شد. پس از آن اقليت هاي يهودي مقيم تركيه به كارهاي خيرية بي شماري دست زدند، براي آزاد كردن زندانيان مثل ريگ پول خرج مي كردند57.»
لويس سخن اين مورخ يهودي را نپذيرفته و آن را افسانه اي بيش نمي داند58. زيرا همان طور كه اشاره شد او ميان اسلام و عطوفت و اسلام وتسامح ارتباطي قايل نيست.
آنچه تبيين شد چكيده اي تأثير نوشته ها و آموزه هاي تاريخي مورخان صليبي پيشين بر نگرش هاي تاريخي خاور شناسان جديد از جمله برنارد لويس بود. روند و پيوستگي اين نگرش بود كه برتري ذاتي غرب را تثبيت مي كرد. غربي كه از نظر لويس مجموعه اي از ملت هاي هم فكر بودند كه به ارزش هاي بنيادين مانند آزادي، حقوق بشر و ضوابط اخلاقي اعتقاد دارند59. غرب منسجم و اصيل برتري ذاتي نسبت به شرق و اسلام دارد60 و مسلمين چون ضعيف، فقير و ناآگاهند بايد از همين غرب تبعيت كنند61 و راه نجاتشان در آشتي با غرب است62. و گرنه چنانچه عيب جويي و بهانه جويي خود از غرب (اروپا و امريكا) را ادامه دهند محكوميت آنها جبري و قطعي است و اين همان دكترين برخورد تمدن هاست.
پي نويس
*این برای همایش بین المللی "تشییع و خاورشناسان" (قم، انجمن تاریخ پژوهان) تهیه و منتشر شد.
1 - ميشل بالار(Michel Balard) پژوهشگر فرانسوي معتقد است در دوره جنگ رسماً واژه جنگ صليبي در مغرب زمين به كار نمي رفت. بلكه سفربه قدس (iter hierosolymitanum)، سفر به سرزمين مقدس(iter in teram sanctam)، حمله(expeditio) و حج (peregrination) واژگان معهود بود و در قرن سيزدهم سفر به آن سوي درياها به كار مي رفت واز نيمه همان قرن و بعد از 1250م بود كه واژه حمله صليبي(Cruciata) درفرهنگ و ادب غربي كاربرد داشت. ر.ك: الحملات الصليبية والشرق اللاتيني، ص9
2- Bernard Lewis
3-The Muslim Discovery OF Europe‚ P.22-
4-Raymon Duguil
5- اين كتاب با نام تاريخ الفرنجة غزاة بيت المقدس به عربي برگردانده شده است.
6 - همان ، ص105
7 - همان، ص187 .
8- William of tyre
10 - اين كتاب را دكتر سهيل زكّار با نام تاريخ الحروب الصلبية الاعمال المنجزه فيما وَراء البحار به عربي برگردانده است.
11 - همان، ج1، ص298-297 و320 .
12- الكامل في تاريخ، ج6، ص377. ابن اثير كه نگرش ضد فاطمي او باعث شده تا مورخان بعدي مسلمان با برداشت از او كه يك قرن پس از واقعه تاريخش را نوشته همكاري فاطميان با صلييبي ها را قطعي تلقي كنند. او خود در آغاز گزارش با كلمه«قيل» شروع مي كند و در پايان با عبارت «الله اعلم» بر ترديد خود تأكيد مي كند. از اين پيمان نامه در منابع اسلامي معاصر جنگ هم سخني به ميان نيامده است.
13-Foucher de charters
15-Urban II
16 - كتاب او كه Herusalem Peregrinantiam Gesta Francorum نام دارد با عنوان تاريخ الحملة الي القدس ترجمه شده است.
17- تاريخ جنگ هاي صليبي، ص34. تاريخ جنگ هاي صليبي، ج1، ص303 .
Hamilton Gibb. The Caliphate and the Arb state‚VOL1‚ p.81-98 .
18 - تاريخ الحروب الصلبيه، ج1، ص415-420 .
21 - نوار، صلاح الدين محمد، العدوان الصليبي علي العالم الاسلامي، ص112 .
22 - اتعاظ الحنفاء، ج3، ص23 .
23 - ذيل تاريخ دمشق، ص136 . البته سپاه مصر بيست روز بعد از سقوط بيت المقدس رسيد و مجبور شد در عسقلان بماند.
24 - نزهة المقلتين في اخبار الدولتين، ص3؛ خطط مقريزي، ج1،ص443 ، النجوم الزاهرة، ج5، ص145 ؛ ويليام صوري، تاريخ الحروب الصليبية، ج11، ص475 .
25 - الكامل في التاريخ، ج6، ص470؛ اخبار مصر، ص39؛ نزهة المقلتين، ص3 .
26 - اخبار مصر،ص39؛ ذيل تاريخ دمشق، ص137؛ التاريخ الحملة الي القدس، ص78 .
27 - كنز الدرو جامع الغرر،ج6، ص562؛ البستان الجامع، ص130؛ويليام صوري، تاريخ الحروب الصليبية ، ج2، ص813 .
28 - رسائل ابن تيميه ( رسالة في الرد علي النصيرية) ،ص97 .
29 - تاريخ الفرنجة غزاة بيت المقدس، ص188.
31 - افسانه هاي حشاشين، ص133.
35 - القديس لويس حياته و حملاته..، ص125 .
37 - فرهاد دفتري، افسانه هاي حشاشين، ص121 .
38 - رحلة بنيامين التطيلي، ترجمه عزرا حداد، ص232-231 .
39 - تاريخ الحروب الصلبية، ج2، ص966.
40 - همان، ص966-967 .
41-Burchard
42-Frederick I Barbarossa
43 - حشاشن فرقه اي تندرو در اسلام، ص14-13 .
45 - تاريخ بيت المقدس، ترجمه سعيد بيشاوي، ص128 .
46 - همان، ص129 .
47- Joseph von Hammer - Purgstall
48 - حشاشين فرقه اي تندرو در اسلام، ص29-28. البته لويس معتقد است حكم دادگاه هند بريتانيا در 1866 م كه مشروعيت تاريخي خوجه ها را متصل به نزاريان و سپس ائمه شيعي تأييد كرد اين نگاه تاريخي را اصلاح كرد. همان، ص34-36 .
49 - رك: فدائيان اسماعيلي، فصل ششم.
50 - زبان سياسي اسلام، ص142 .
51 - همان، ص139 .
52 - شرق شناسي، ص66 و571
53 - خاورميانه، ص64 .
54 - همان، ص64 .
55- Islam and the west‚p:13. the root of the muslim rage‚p:90 .
56 - خاور ميانه، ص74075 .
57 - برخورد فرهنگ ها، ص44 .
58 -همان، ص46 .
-59 همان،ص85-88 .
60 - همان، ص70-73 و 84-83 .
61 - اسلام و غرب، ص10، 19، 22-23 .
62 - شرق شناسي، ص574 نقل از خاورميانه برنارد لويس.
فهرست منابع و مأخذ
ابن اثير جزري، عزالدين محمد: الكامل في التاريخ، تحقيق علي شيري، بيروت، 1408 ق.
ابن ايبك دواداري،ابي بكر:كنز الدرر و جامع الغرر(ج6)، تحقيق صلاح الدين المنجد، قاهره، 1380ق .
ابن تغري بردي، ابوالمحاسن يوسف: النجوم الزاهرة في ملوك القاهره،قاهره،1375ش .
ابن طوير قيسراني: نزهة المقلتين في اخبار الدولتين، تحقيق اليمن فواد السيّد، اشتوتگارت، 1992 م.
ابن قلانسي، ابويعلي: ذيل تاريخ دمشق، تحقيق سهيل زكّار، دمشق.
ابن ميسر، محمد بن علي: اخبار مصر، تحقيق اليمن فواد السيّد، قاهره، 1981م.
ابوشامه: الروضتين في اخبار الدولتين، بيروت (دار الجيل)، بي تا .
اگيل،ريموند: تاريخ الفرنجة غزاة بيت المقدس، ترجمه حسين محمد عطية، اسكندريه، 1990 م .
بالار، ميشل: الحملات الصلبييةوالشرق اللاتيني من القرن الحادي عشر الي القرن الرابع عشر، ترجمه بشير السباعي،قاهره،2003 م.
تطيلي: بنيامين، رحلة ، ترجمه عزرا حداد، ابوظبي، 1423 ق .
چارتر، فوچيه: تاريخ الحملة الي القدس،ترجمه زياد العسلي، الاردن،1990 م.
دفتري، فرهاد: افسانه اي حشاشين، ترجمه فريدون بدره اي، تهران،1376ش .
رانسيمان، استيفن: تاريخ جنگ هاي صليبي، ترجمه، منوچهر كاشف،تهران، 1384 ش،چاپ پنجم.
ژوئنويل: القديس لويس حياته و حملاته علي مصر والشام، ترجمه حسن حبشي، قاهره، 1968 م.
سعيد ،ادوارد، شرق شناسي، ترجمه عبدالرحيم گواهي، تهران، 1383ش، ( چاپ چهارم).
صوري،ويليام: تاريخ الحروب الصليبيه، ترجمه سهيل زكّار، دمشق،1410ق .
گروسه، رنه: تاريخ جنگ هاي صليبي، ترجمه ولي الله شادان، تهران، 1377ش.
لويس، برنارد،برخورد فرهنگ ها، ترجمه بهمن دخت اويسي، تهران،1380 ش.
لويس، برنارد: حشاشين فرقه اي تندرو در اسلام، ترجمه حسن خاكباز محسني، تهران، 1383ش .
______: خاورميانه، ترجمه حسن كامشاد، تهران، 1381ش.
______: زبان سياسي اسلام، ترجمه غلامرضا بهروز لك، قم، 1378 ش .
______: فدائيان اسماعيلي،ترجمه فريدون بدره اي، تهران، 1371 ش .
مقريزي، تقي الدين، اتعاظ الحنفاءباخبار الفاطميين الخلفا، تحقيق جمال الدين الشيال، قاهره، 1378ق .
مقريزي، تقي الدين، المواعظ والاعتبار بذكر الخطط والآثار معروف به خطط،بيروت، (دارصادر)، بي تا .
مهاجراني،عطاء الله ،اسلام و غرب، تهران،1382ش .
نوار، صلاح الدين، العدوان الصليبي، علي العالم الاسلامي، اسكندريه، بي تا، (دارالدعوه).
ويتري، يعقوب: تاريخ بيت المقدس، ترجمه سعيد البيشاوي، الاردن، 1998م .
- Gibb، Hamilton: the Caliphate and the Arab state‚London‚1955.
- Lewis‚Bernard: the muslim Discovery of Europe‚London/NEW
YORK‚1982 .
- Lewis‚BERNARD: Islam and the west‚Oxford‚1994 .
- Lewis‚BERNARD: The roots of the muslim rage‚1990
Summary:
Western orientalists have known Assassins (Isma'ilians) shi'as‚ specially its Nizarin faction‚ by way of the Crusades. War continuous presence in eastern parts of Mediterranea and conflicts with Damascus' nazarins resuled in an exaggerated and unreal view of Islam. And this very view has been transferred and recorded in historical writings as well as travelogues and through this‚ to literature on islam and the East. In addition‚ Damascus Nizarins' contradictory attituders (acting upon just what was of their benefits) toward the Crusaders and Muslim rulers has strengthened this view. Bernard Lewis acquiring his ideas on Islam and shi'a under such an influence‚ might be mentioned as having the greatest contribution in transferring this exaggerated unreal view into literature on East.
خلاصه
لقد تعرف المستشرقون الغربيون علي شيعه الاسماعيليه لا سيما الاسماعيليين النزاريين من خلال الحرب الصليبيه و قد تكرست صوره مبالغ فيها و غير حقيقيه لدي هوءلاء المستشرقين ابان الحرب و التواجد المتواصل للصليبيين علي مدي قرنين شرقي البحر الابيض المتوسط وكاذلك اثرالتعاطي مع النزاريين في الشام و ثبتوها في نصوصهم التاريخيه و كتب السفر لتنتقل بذلك الي ادبيات الاستشراق و التخصص في الشوءون الاسلاميه لدي الغربيين. ان العلاقه المزدوجه لنزاريي الشام مع الصليبيين والحكام المسلمين قد ساهمت في تكريس هذه الرويه. ويعد «برنارد لويس» احد المستشرقين المعاصرين الذي بلور نظرته نحو الاسلام والشيعه متاثرا بهذه الرويه. ويمكن القول بان المشار اليه يحظي بالحصه الاكبر في هذا الخصوص في ادبيات الاستشراق المعاصر.