انگلیسی
تحقیق دانشجوی دوره دکتری دانشگاه علوم و تحقیقات :آقای افشین صالحی

 

 

       شرح كوشش و تلاش هاي محققين در طي ساليان دراز جهت دست يابي و آگاهي از خطوط و زبانهاي گذشته موضوعي جالب و غالب توجه است. اينكه بشر در گذشته چگونه به زباني مشترك و خطي جهت انتقال مفاهيم دست يافت و مسير تحول تاريخي خط و زبان در گذشته چگونه بوده است.

      اگر بخواهيم از روند زبان و سير تاريخي و خط آگاه شويم ناچاريم كه به منابع دست اول يا منابع شفاهي و كميتي موجود مراجعه و دست يابيم .

      زبان بربري كه زماني در غالب نقاط شمال آفريقا رايج بوده است امروزه به زباني فرعي در بین  قبائل و گروه هايي پراكنده شده ،  اين كه چه عواملي در اين جريان دخيل بوده و يا تاثيرگذار يكي از سوال هاي اساسي اين تحقيق مي باشد و در ادامه اينكه وضعيت پراكندگي جغرافيايي  زبان بربري و خط رايج نوميديائي امروزه چگونه است و چه  تلاش هايي در جهت احياء و رشد آن صورت گرفته و يا بعضاً انجام مي گيرد؟

بدنبال اين سوالات از روش توصيفي - تحليلي بر اساس مطالعه برخي از منابع موجود و ترجمه مطالبي از لابه لاي مقالات خارجي و سایت هاي مختلف بهره برده شده است.

واژگان كليدي : زبان - خط - بربري - نوميد يائي - شمال آفريقا .

 

زبان بربري

    زبان بربري شاخه اي از خانواده زبانهاي آفريقائي - آسيائي ( حامي - سامي - كوشي )[1] است كه پهنه اي در شمال آفريقا را تا مناطق شرقي آن در بر مي گيرد. [2]

    خويشاوندي در زمينه ساختار و واژگان ، زبانهاي سامي را با آنچه كه زبان شناسان زبانهاي حامي مي نامند مانند مصري كهن و زبان بربري پيوند مي دهد. زبان شناسان ارتباط دورتر و ظريف تري را نيز با زبانهاي شاخ آفريقا مانند : «  مسوماليائي » ،  «عفار » و « گالايي » كه زير عنوان زبانهاي « كوشي » شناخته مي شود جستجو كرده اند.[3]

      زبان شناسان معتقدند كه انشعاب زبانهاي حامي - سامي و كوشي از يك تنه ي مشترك به حدود چهار هزار سال قبل مي رسد. [4]زماني كه مصريان قديم به اتیوپي امروزه كوش مي گفتند.

     در باب شاخه هاي زبان بربري بايد اشاره كرد كه پراكندگي گسترده جغرافيائي گوشيورها باعث شد كه تنوع زيادي در اين زبان رخ دهد برخي از زبان شناسان حدود 35 لهجه و زبان متعدد را در زبان بربري مورد مطالعه قرار داده اند.

           پيوستگي ياد شده زبان در گذشته خصوصاً قبل از گسترش اسلام و زبان عربي به صورت عمومي و به شكل كمربندي در شمال آفريقا مشاهده مي شد كه از واحه « سيوه »در شرق مصر تا اقيانوس اطلس در غرب و از ساحل مديترانه در شمال تا صحراي بزرگ آفريقا را شامل مي شده ، متاسفانه امروزه ديگر اين پيوستگي آنچنان مشهود نمي باشد.

     از مهمترين شاخه هاي زبان بربري شامل : ريف ، قبيل ، شلحه ، تمشيك و طوارق مي باشد.

        مطالعات انجام شده در خصوص زبان و خط بربري : ( از نيمه دوم قرن 19 ميلادي )

•-         1 - شخصي بنام هانوز [5] معتقد است كه برخي از واژه هاي خط هروگليف بربري مي باشند از جمله :نوشيدن (Swi) ، باتو  (Tame tut) .                                  که از لابلای  كتيبه هاي « پونيك » و « بربري باستان » [6]، كه به صورت پراكنده نگاشته و بر جاي مانده است .

در اين متون اشاراتي به :

•-         نام خاص اشخاص - قبايل - سرزمين ها ديده مي شود و در متون عربي اباضيه و موحدون جملات و كلمات پراكنده اي مشاهده مي گردد. مثلاً در موريتاني در اسامي مكانها و نگارش تاريخ واژه هاي بربري بوفور يافت مي شود. [7]

•-          2-شخصي بنام " ببونن " با بازسازي زبان بربري و خط نيوميدي [8] مطالعاتي را صورت داده است.

•-          3- در قرن اخير پژوهشگراني چون : پراس ، اپل گيت ، بوسونزو ، بينون   تلاش هايي جهت آشكار شدن تصوير زبان بربري باستان انجام داده اند.

خط نوميديائي[9]

       این خط  در شمال آفريقا رايج بوده است. [10]نوميديائي ها ، از نژاد بربر ، در آغاز از لحاظ اقتصادي ، فرهنگي و همچنين سياسي وابسته به كارتاژ بودند. در طي جنگ         « پوني » [11]با پشتيباني د روم به صورت قومي واحد در سده ي دوم پيش از ميلاد يك امپراطوري مقتدر در شمال آفريقا بنا نهادند. [12]

      از نشانه هاي استقلال اين قوم  ابداع خطي جديد بود كه بيشتر از علامت ها و نشانه ها بهره مي برد. در منطقه " ذوقه " [13] " دوقه " [14] در تونس امروزي كتبه هاي بسياري از آنها بر جاي مانده است. در بين قبايل صحرانشين « طوارق » [15] امروزه اين خط مستعمل مي باشد كه توانسته به رمز گشائي هر چه بهتر خط نومیدیائی كمك شاياني بنمايد. قابل توجه اينكه نوميديائي ها در كنار كتيبه ها به خط خود ،  از خط لاتين و  خط پوني هم استفاده كرده اند. [16]

     استفاده از خطوط شکسته ساده در نگارش در این خط مشاهده میگردد که نوعی هماهنگی با زبان بربری دارد . این امر حاکی از آن است که زبان و خط موجود کمترین تغییری نیافته و بکر می باشد .

    پراكندگي جغرافيائي زبان بربري :

     بيشترين متكلمين ( گوشيور ) زبان بربري در مراكش و الجزاير زندگي مي كنند اما در كشورهاي ديگري چون ليبي ، اتيوپي ، تونس ، سومالي ، موريتاني ، نیجر ، مالي ، سنگال  مغرب و  در بين برخي قبايل ، روستا نشين ها و مهاجرين در شهرها تكلم زبان بربري رايج است.

       در جنوب غربي ليبي چند هزار نفر به لهجه " طوارقي " يا " تاماشق " صحبت مي كنند و در شهر « قيروان »  تونس كه از نخستين از شهرهاي آفريقاي شمالي است كه به اسلام گرايش پيدا كردند  بربرها هنوز به زبان خودشان صحبت مي كنند.

    در جنوب سرزمين اتيوپي كه متاثر  از فرهنگ گوشي بوده  زبان " كوشي " كه از سر شاخه هاي زبان بربري است رايج است.

      بخش عمده اي از جمعيت روشن پوست و بربري تبار در كشورهاي موريتاني به يك لهجه عربي [17] تفسير يافته بنام " هاسانيايي " سخن مي گويند و حتي در راديو كشور نيجر برنامه به لهجه تاماشق زبان طوارقي ها ،  براي حدود سيصد هزار نفر بربري زبان پخش مي گردد.

     اين در حالي مي باشد كه در كشور مالي نیز حدود دويست هزار نفر به زبان تا ماشق صحبت مي كنند.

     اما در مراكش اكثر قبايل به زبان بربري سخن مي گويند كه بالغ بر پنج ميليون نفر را در بر مي گيرد.

اين زبان به لهجه هايي در مناطق مختلف تقسيم مي شود :

•1-      " چلو " يا " تاشلر " در جنوب دو ميليون نفر .

•2-      " تامازي " در مركز دو ميليون نفر .

•3-      " ريفي " در شمال يك ميليون نفر [18].

       در كشور الجزاير بربرها علاوه بر اختصاص در صدي از جمعيت اين كشور      ( حدود  )  و عليرغم مشكلات موجود و موانع سیاسی ، به زبان بربري صحبت مي كنند در اين كشور زبانهاي غير نوشتاري بربري ممنوع است و آموزش داده نمي شود اين در حالي است كه حدود سه ميليون نفر بربرهاي قبيله نشين در برابر رواج قانوني زبان عربي مقاومت مي كنند.

       اين مسئله در مغرب هم مشاهده مي گردد. در اين كشور بدنبال فشار بربرهاي آمازيغي مبني بر به رسميت شناخته شدن زبان آمازيغي مسئولين اين كشور تدريس و گسترش لهجه هاي اين زبان از جمله « تاشحليت » ، « تامازيت » ، « تاريغيت » را در مدارس و پخش اخبار مجاز نموده اند. در اوائل دهه 90 حدود 25% از مردم اين كشور زبان بربري را به عنوان زبان اصلي خود به كار مي بردند اين در حالي كه به نقل از " مقدسي " تا سده ي چهارم هجري زبان اكثريت مردم بربري بوده است.[19]

      در شرق « الجزيره » قبائلي ساكن مي باشند كه زبان اصلي آن ها بربري است كه به صورت قبايل كوچك و بزرگ پراكنده مي باشند همچنين در جنوب شرقي الجزاير در ارتفاعات " اورس " لهجه " چاو " در بين مردم رايج مي باشد.

در جنوب « تونس »در « ماتماتا » نزديك  «جربه »  مردم به بربري صحبت مي كنند. ايالت « قاردائيا » در جنوب الجزاير و « قادامس » در جنوب غربي ليبي مناطق بربري نشين مي باشند. حتي منطقه « سواح » نزديك مرز ليبي در سرزمين مصر بربري بوده اند. [20]

تاثير زبان عربي در روند تاريخي زبان بربري :

     از سالهاي آغازين حضور اعراب زبان عربي در سرزمين مفتوحه  شمال آفريقا گسترش يافت. حدود جغرافيائي زبان بربري شامل قلمرو وسيعي مي شد كه در ابتدا  همبستگي آن زبان  توسط اعراب متلاشي شد. از سوئي دين و مردم جديد با فشارهاي نظامي و اجتماعي و فرهنگي كه در زمان طولاني وارد كردند موجبات نفوذ كلمات عربي را در زبان بربري فراهم نمودند. در نتيجه در شمال آفريقا زبان بربري كمرنگ شد که با مهاجرینی  كه به شهرهاي آمدند شدت بيشتري يافت. [21]

     مراودات و تجارت با ديگر سرزمين هاي باعث گرديد كه اصطلاحات جديدي وارد زبان بربري شود اما مقاومت در مقابل زبان عربي در بين بربري زبانها در روند تاريخ ادامه داشت مثلا : « ً اباضيان »  دشمنان خود را عرب و ياران خود را بربر مي ناميدند.[22]

     برخي از نواحي بدليل غير قابل نفوذ  بودن و يا دور بودن از دسترس مهاجمين عرب توانستند از ورود زبان عربي مصون بمانند و  فرهنگ بومي خود را حفظ كنند.

مشكلات تاريخي زبان  بربری :

    -   محروميت از امكانات آموزشي و مكتوب نبودن زبان بربري باعث فراموشي و افول اين زبان بوده است. البته استعمال زبان بربري در برخي از مراسم و  امور مذهبي تا حدي توانست در حفظ و تداوم آن تاثير گذار باشد به عنوان نمونه برخي از گروه ها و قبايل از جمله : اباضي در واحه ورغله ، فراب ، جميل نفوسه ، جيربه ، بدليل استفاده از زبان بربري در مراسم خود ادبيات بربري خاص را ايجاد و توسعه داده اند.

     -  از آنجا كه لهجه هاي بربري خويشاوندي نزديكي با يكديگر دارند به رغم فقدان زبان نوشتاري تجانس آنها و تاثیر در تداوم زبانهاي بربري قابل توجه و بعضا، عدم درك برخي از گروه ها از زبان يكديگر مشاهده مي گردد مثلاً طوارقي ها برخي از اصطلاحات ريفي را نمي فهمند و يا يك ريفي زبان چلو را درك نمي كند كه جملگي به مشكل عدم وجود يك تشكل زباني باز مي گردد.

   - از سوئي يك اپرياليسم زباني پشتيباني شده بوسيله حكومت ها كه زبان عربي هستند زبان بربري را به روستاها محدود كرده است و اين باعث پراكندگي و تفاوت لهجه هاي زبان بربري شد. [23] كه ظاهراً ادامه ي حيات اين زبان به واسطه وحدت زباني امكان پذير خواهد شد.

      در نتيجه اراده بربرها در ادامه حيات فرهنگي خود گسترش بيشتري يافته و حتي به عنوان مشكلي سياسي خود نمائي كرد. خصوصاً در كشورهايي چون مغرب يا مراكش و الجزاير كه تلاش براي عربي كردن زبان مردم ادامه دارد و بربرها تحت فشار مي باشند. اما بقاي زبانهاي بربري در جهت همگون سازي بسيار قابل توجه است.

   - عدم تدريس زبان بربري در مدارس به دليل پيچيدگي از نكات ضعف مي باشد به عنوان نمونه خط « تيفيناق » ( هم ريشه يا فتقيه ) در بين طوارقي ها استعمال    مي شود که بسيار پيچيده است . اين پيچيدگي شايد بدليل تبادل واژگان در زمان تمدن فنقيني ها بوده است.

      نمونه هايي از واژه هاي مشترك بين بربرها و يوناني ها كه احتمالاً مربوط به قرون قبل از ميلادات يافت مي شود. [24]

در نيمه قرن ششم قبل از ميلاد و در جنگ ميان فنقی ها  و يوناني ها پيوند مشرق و مغرب فنیقی  گسسته شد و اين آغاز عصر كارتاژي بود كه تا سال 146 ق . م ادامه داشت. [25]

    امروزه تلاش هايي در جهت يافتني شباهت هايي بين زبان بربري و زبان افغانستان نیز  صورت گرفته است. [26]

     پراكندگي جغرافیائی و  دور بودن نقاط بربري زبان از موانع گويشوران         مي باشد براي نمونه در كشورهاي مراكش ، الجزاير ، مالي و نيجر غالباً بربري  زبانها در نواحي سرحدي ساكن مي باشند .  در بين اقوام آفريقايي قوم « لوبي » [27] كه ساكن سرحدات ساحل عاج بودند مدتها مديدي در مقابل استعمارگران انگليسي غير قابل نفوذ باقي ماندند و توانستند سنت هاي قومي خود را حفظ نمايند.

      اين در حالي است كه زبان به عنوان يكي از عوامل توسعه امروزه از سوي برخي از كشورها مطرح گرديده و فعاليتهايي در جهت احيا و گسترش زبانهاي بومي خصوصاً بربري در شمال آفريقا در حال شكل گيري مي باشد.

     حال سوال اينجاست كه اين جريان به دنبال كدام نيازهاي اجتماعي فرهنگي در مسير تاريخ بوده است :

•-         بي شك در ميان روشنفكران جوامع شمال آفريقا عده اي به اين نتيجه رسيده اند كه جهت نيل به توسعه موافقت  مردم و در نتيجه مشاركت فعال آنها لازم است بنابراين نفوذ در بین  مردم از طریق آموزش زبانهاي محلي ضرورت دارد.

•-         پديده مهاجرت به شهرها در فراموشی زبانهاي محلي و مشكلات شهري تاثيرگذار است ، پس باید روستاهائيان به نحوي آموزش ببيند كه با واقعيت هاي زندگي آنها صادق باشد مسائلي مثل كشاورزي ، بهداشت ، طبيعت كه زبان محلي مي تواند اين تطبيق را بهتر ايجاد كند.

•-         مسئله آموزشي وابسته به محيط طبيعي و فرهنگي دانش آموزان است.

•-         يكي از راه هاي مقابله با استعمارگران حفظ سنت ها ، آداب و فرهنگي بومي و محلي است كه با تقويت هويت و گذشته به پايداري دست مي يابند اينجاست كه در شمال آفريقا نهضت هايي شكل گرفت و عده اي به دنبال يك راه ساده و عملي در جهت حفظ و احياي زبان بربري بودند .

     به عنوان نمونه زبان شناسان بربري براي دفاع از زبان خود اخيراً فرهنگ واژه هاي جديد و مربوط به مفاهيم انتزاعي را منتشر كرده اند. [28]  که به فعاليت يكي از گروه هاي N-G-O در مراكش و ساختار اهداف آنها كه ترجمه مقاله اي در همين زمينه است مي پردازيم :

    قطعاً فعاليت يك گروه بدون در نظر گرفتن و بنيان گذاري تشكيلات امكان پذير نمي باشد. جنبش هاي قبايل آمازيغي در شمال آفريقا باعث گرديد كه روساي تعدادي از قبايل [29] خواهان اعمال يك سياست يكسان سازي شوند. محروم سازي مردم و نهادهاي دولتي از زبان آمازيغي خصوصاً نبود اين زبان در مراكز آموزشي خود سر آغاز اين جنبش بود.

    سازمان دهي مجدد و به نوعي ايستادگي فرهنگي باعث گرديد تا يك شبكه    منطقه اي ، ملي و  جهاني آمازيغ ها در سالهاي 1980 تا 1993 شكل بگيرد و      بيانه اي را صادر نمايند . ( اين در حالي بود كه زبان آمازيغي در حال رشد و گسترش بود. )

     گام بعدي مذاكره در به رسميت شناختن زبان آمازيغي و  تاسيس اداره عالي كار پردازي براي تامازيت در 1993 ميلادي و به رسميت شناخته شدن در 1996 در  «آلگريا »  بود. در سال 2001 ميلادي انستيتو جهت توسعه زبان آمازيغي به ثبت رسيد و به دنبال آن در سالهاي 2003 و 2004 ميلادي پيمان نامه اي براي توسعه زبان آمازيغي در سيستم آموزش و پرورش امضا و به رسميت شناخته شد. اين عامل باعث رشد زبان بربري در آموزش و پرورش گرديد.

     نگارش « تي في ناق » يعني خط آمازيغي به دنبال آموزش هاي عمده در زبان و خظ صورت گرفت . اين در حالي بود كه دانشسراي پيشرفته  و مقدماتي جهت تعليم و تربيت  معلمان و  گسترش زبان بربري یک ضرورت بود .

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         رشد زبان آمازيغي در رسانه ها از ديگر اهداف اين NGO بود خط شي جديد اعلام مي داشت كه :

•-         زبان شناسي همگاني براي شناخت زبان آمازيغي در رسانه ها صورت گيرد .

•-         30% موضوع برنامه هاي كانال هاي مختلف به آمازيغي ها تعلق گيرد.

•-         پيمان نامه اي جهت ايجاد يك كانال همگاني براي آمازيغي ها ( كه در سال 2008 صورت پذیرفت ) منعقد گرديد.

•-         فراهم شدن امكان نمايش فيلم هاي آمازيغي

      اما در اين بين موانع و مشكلات عديده اي بر سر راه فعالين گسترش و احياي زبان بربري وجود داشت از جمله :

•-         نبود منابع انساني متخصص

•-         نبود بودجه كافي در سيستم آموزش و پرورش

•-         نبود دانشسرای  تعليم و تربيت

•-         عدم اعمال سياست يكسان سازي فرهنگی

•-         نبود زبان آمازيغي در دانشگاه ها و رسانه ها

•-         عدم آشنائي برخي از مقامات عالي رتبه با زبان آمازيغي

 

 

        نتيجه :

     پس از مطالعه پيرامون زبان بربري و خط نوميديائي كه از قرون گذشته در شمال آفريقا رايج بوده و امروزه هم از بين برخي اقوام و قبايل رايج مي باشد چنين استنباط مي شود كه علیرغم عدم دسترسي اقوام مهاجم به برخي از نقاط و عدم آميزش فرهنگ هاي غالب برخي از دسته زبان هاي بربري و خط نيومدي ، برخی از مردم بومی شمال آفریقا توانستند خط و زبان خود را حفظ نمایند .

     محيط طبيعي و فرهنگ بومي، با نوع معشيت اقتصادي و حيات اجتماعي باعث گرديد كه استفاده از واژه هاي زبان بربري بهتر جوابگوي نيازها گويشوران آنها باشد.

     گر چه از سوي دولتها و حكومت ها تلاش هايي جهت تقويت هر چه بيشتر زبانهاي عربي ، انگليسي و فرانسه گرديد اما مقاومت هايي متقابلاً در عدم پذيرش آن زبان ها رخ داد و باعث شكل گيري انجمن ها وگروه هاي فرهنگي در جهت احياء و تقويت زبان بومي گرديد.

      البته در اين ميان نقش استقلال يابي برخي از كشورهاي شمال آفريقا در تقويت مباني ملي و هويتي بسيار موثر بوده تا جائيكه بازگشت به گذشته از سوي رهبران انقلابي مطرح گرديده بود.

     عامل استعمار در طي قرون متمادي تاثيرات بسيار مهمي را در روند تغییر مسير فرهنگي شمال آفريقا بر جاي گذاشت تا جائيكه در اكثر اين كشورها زبان رسمي غير بومي است و فقط افراد در مراوده و صحبت هاي اجتماعي و شخصي از زبان محلي بهره مي برند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 کتاب شناسی و منابع :

1. بلاذري ، احمد بن یحیی البغدادی ، فتوح البلدان ، شرکت الکتب العربیه ، قاهره ، 1319 ه . ق .

2. ----- ، ----------------- ، فتوح البلدان ، ترجمه : آذر تاش آذرنوش ، نشر بنیاد فرهنگ ایران ، تهران 1336 ش .

3. حموي ، ابی عبدالله بن عبدالله الحموی الرومی البغدادی ( ياقوت ) ، معجم البلدان  ، مصحح : فرید بن عبذالعزیز جندی ، دارالکتاب العلمیه ، بیروت 1410 ه .ق .

4 . حموی ،  یاقوت ، معجم البلدلن ، ترجمه : علینقی منزوی ، نشر : سازمان میراث فرهنگی کشور ، 1380 ش .

5. فريدريش ، يوهانس ، زبانهاي خاموش ، ترجمه : دكتر يدالله ثمره - دكتر بدرالزمان قريب - پژوهشگران علوم انساني و مطالعات فرهنگي ، تهران ، 1381.

6. مالرب ، ميشل ، زبانهاي خارجي مردم جهان ، ترجمه: عفت ملانظر ، نشر: انتشارات علمي و فرهنگي ، تهران ، 1382.

7. مقدسي ، ابو عبدالله محمد بن احمد ، احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم  ، 2 ج ، ترجمه :  علینقی منزوی ، نشر : شرکت مولفان و مترجمان ، تهران 1361 ش .

 

8. ناصري طاهري ، عبدالله ، مقدمه اي بر تاريخ مغرب اسلامي ، نشر: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه قم ، 1385.

9. هانوس ، س، دستور زبان بربري .

10.Legal and constitutional status of Amazigh language in Morocco and North Africa .

11. Amazigh peoples origin , Amazigh language  .


1. سام و حام فرزندان نوح بوده اند و كوش يكي از پسران حام بود كه در جنوب مصر سكونت داشت است. به نقل از كتاب : زبانهاي مردم جهان ، ص 249.

2. گستردگي زبانهاي حامي ، سامي و كوشي از شمال آفريقا ( ساكنان جزاير قناري نيز قبلاً به زبان بربري و گو آتش حرف مي زدند) تا مرزهاي ايران امتداد داشته است.  

3. ميشل مالرب ، زبانهاي مردم جهان ، ص 249.  

4. ميشل مالرب ، زبانهاي مردم جهان ، ص 250.  

1. وي كتابي تحت عنوان " دستور زبان بربري " را به رشته تحرير در آورده است .

2. حدود 20 كتيبه از دوره كارتاژي برجاي مانده است .

1. زبانهاي مردم جهان ، ص 264.

2. زبان پادشاهي نوميد يا در شمال آفريقا كه در قرن 2 ق م قدرت داشتند.

[9] .Numidian Script

4 زبان پادشاه نوميديا در شمال آفريقا بوده كه در حدود قرن دوم پيش از ميلاد قدرت داشته اند.

5.Punie

6 . يوهانس فريدريش ، زبانهاي خاموش ، ص 121.

7.Thvgga

8. Dovgga

[15] . Tuareg

2. زبانهاي خاموش ، ص 122.

1 در باب تاثيرات زبان عربي در شمال آفريقا مطالبي ارائه خواهد شد.

2 . زبانهاي مردم جهان ، ص 601.

1. مقدسي ، احسن التقاسيم في معرفت الاقاليم ، ص 201.

1 . زبانهاي مردم جهان ص 262.

2. بلاذري ، فتوح البلدان ، ص 266 - ياقوت حموي معجم البلدان ، ج 1- ص 540.

3 . در جيني ، جلد 1 ص 37 - شماخي ج 1 ، ص 137.

[23] . زبانهاي مردم جهان ، ص 529.

. به نقل از زبان هاي مردم جهان ، ص 264 .[24]

يوناني

بربري

معني

Logos

Lovga

نطق سخن

Markos

Amokran

بزرگ

Sema

Semm

اسم

Sigma

segam

بخش - كسر

 

[25] . عبدالله ناصري طاهري ، تاريخ مغرب اسلامی   ، ص 8.

[26] . زبانهاي مردم جهان ، ص 264.

[27] . Lobi

[28] . زبان هاي مردم جهان ، ص 8 و 547.

[29] . حدود 33 قبيله .